eitaa logo
৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
52 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
74 ویدیو
7 فایل
جنگلِ‌افکارم اندک‌جایی‌سبز‌برایِ‌تنفس ذهن🌱 برایِ‌زندگی‌وامیدونور؛ ماورایِ‌باورهایِ‌ما،ماورایِ بودن‌و‌نبودن‌هایِ‌ما ∿⋆∿‌ ‌ کپی؟خیرعزیزِمن،فقط فور کاری‌داشتی‌باهام‌زیبا👩🏻‍🦱🎀؟ @ -با‌موندنت‌خوشحالم‌کن- #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
در ژرفای وجودت، گنجینه‌ای نهفته است؛ گنجینه‌ای از استعدادها و توانایی‌های نهفته‌ای که منتظرند تا شکوفا شوند. این گنج، فقط با کلیدی ارزشمند قابل دستیابی است: باور به خویشتن. باوری راسخ و استوار که در مقابل تردیدها و ناکامی‌ها، همچون کوهی استوار می‌ایستد. این باور، نه یک هدیه‌ی آسمانی، بلکه حاصل تلاش و کوشش مداوم است؛ حاصل روزهای سخت و شب‌های بی‌خوابی که در راه رسیدن به رویاهایت سپری می‌کنی. برخیز و با گام‌های استوار و مصمم، به سوی قله‌های آرزوهایت گام بردار. راه رسیدن به قله، هموار و بدون چالش نیست. موانع و سختی‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از این مسیرند. اما ناامید نشو! هر لغزش، فرصتی است برای آموختن و قوی‌تر شدن. هر شکستی، نه پایانی بر تلاش‌هایت، بلکه پلی است به سوی پیروزی‌های بزرگتر. از اشتباهاتت درس بگیر و با تجربه‌ای غنی‌تر به راهت ادامه بده. آسمان موفقیت، همیشه برای پرواز تو آبی است. پرنده‌ی رویاهایت را رها کن و به آن اجازه بده تا در پهنه‌ی بی‌کران آسمان، آزادانه پرواز کند. هیچ محدودیتی برای پرواز وجود ندارد، مگر محدودیت‌هایی که خود در ذهنت می‌سازی. باور داشته باش، توانایی‌هایت بسیار بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کنی. به خودت ایمان داشته باش و بدان که تو قادر به فتح هر قله‌ای هستی. تنها کافیست باور کنی و قدم برداری.
کاش در روزگاری دیگر می‌زیستیم ! ما همگی حیف بودیم..
يه سرى ادما رو يه سرى چيزا خيلى حساسن ؛ از يه سرى كارا بدشون مياد ؛ يه سرى چيزارو كه ميگن نكن نبايد بكنى ؛ يه بار ميگن ، دو بار ميگن ، سه بار ميگن ؛ بعدش كه ميبنن نتيجه نميده اون كارا كه هيچى خودتونم ديگه حساس و مهم نيستيد .
گویند فردا بهتر خواهد شد؛ مگر امروز، فردایِ دیروز نیست؟!
اگر برای هربار فکر کردن به تو شاخه گلی در باغ میکاشتم امروز در باغی پر از گل قدم میزدم
هیـچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم بی جهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم از "لئوناردو داوینچی" عذرخواهی می کنم که این همه عکس ِ تو را مثل ِ "مونالیزا" کشیدم تو نمی دانستی اصلن "شهرزاد" ِ قصه ها چیست من هــزار و یک شب از مـــوهای ِ تو یلدا کشیدم دلخوش ِ نیلوفری در گوشه ی ِ مرداب بودی من تو را مهتـاب گون تا آسمان بالا کشیدم نه عسل، گس بود طعم ِ بوسه هایی که ندادی من چـه احمق خانه ات را قصر ِ کندوها کشیدم چشم ِ تو معمولی اما من میان ِ شعرهایم زورقی با پلک ِ پارو در دل ِ دریا کشیدم من چه بی انصاف بودم با ترازوی ِ دلم که تار ِ مویت را برابر با همــه دنیــا کشیدم با چه رویــی بعد از این شعر ِ "نظامی" را بخوانم بس که "مجنون" بودم و بیخود تو را "لیلا" کشیدم مرغ ماهی خوار ِ بدترکیب! جوجه اردک ِ زشت! باورت شد که تو را شهزاده ی ِ قوها کشیدم؟ دختــری زیباتر از تــو بعد از این بر می گزینم دختری کـــه ناز ِ او را از همین حالا کشیدم بعد از این خوش باش با او، میروم از خاطراتت خاطرت آســوده باشد از خیالت پا کشیدم
و بعد برای غریبی گریه هایم گریستم..
بعضی از خستگی‌ها هیچوقت از تن آدم بیرون نمیره‌ فقط از روزی به روز بعدی منتقل میشه.
‌ ‌* 。 ✿*゚ ᴾʰⁱˡᵒᵖʰᵒᵇⁱᵃ ‘゚・ ★☆
نگران نباش من میتونم طوری رفتار کنم که انگار حالم خوبه