يه سرى ادما رو يه سرى چيزا خيلى حساسن ؛ از يه سرى كارا بدشون مياد ؛ يه سرى چيزارو كه ميگن نكن نبايد بكنى ؛ يه بار ميگن ، دو بار ميگن ، سه بار ميگن ؛ بعدش كه ميبنن نتيجه نميده اون كارا كه هيچى خودتونم ديگه حساس و مهم نيستيد .
اگر برای هربار فکر کردن به تو شاخه گلی در باغ میکاشتم امروز در باغی پر از گل قدم میزدم
هیـچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم
بی جهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم
از "لئوناردو داوینچی" عذرخواهی می کنم که
این همه عکس ِ تو را مثل ِ "مونالیزا" کشیدم
تو نمی دانستی اصلن "شهرزاد" ِ قصه ها چیست
من هــزار و یک شب از مـــوهای ِ تو یلدا کشیدم
دلخوش ِ نیلوفری در گوشه ی ِ مرداب بودی
من تو را مهتـاب گون تا آسمان بالا کشیدم
نه عسل، گس بود طعم ِ بوسه هایی که ندادی
من چـه احمق خانه ات را قصر ِ کندوها کشیدم
چشم ِ تو معمولی اما من میان ِ شعرهایم
زورقی با پلک ِ پارو در دل ِ دریا کشیدم
من چه بی انصاف بودم با ترازوی ِ دلم که
تار ِ مویت را برابر با همــه دنیــا کشیدم
با چه رویــی بعد از این شعر ِ "نظامی" را بخوانم
بس که "مجنون" بودم و بیخود تو را "لیلا" کشیدم
مرغ ماهی خوار ِ بدترکیب! جوجه اردک ِ زشت!
باورت شد که تو را شهزاده ی ِ قوها کشیدم؟
دختــری زیباتر از تــو بعد از این بر می گزینم
دختری کـــه ناز ِ او را از همین حالا کشیدم
بعد از این خوش باش با او، میروم از خاطراتت
خاطرت آســوده باشد از خیالت پا کشیدم
بعضی از خستگیها هیچوقت از تن آدم بیرون نمیره فقط از روزی به روز بعدی منتقل میشه.