تنها چیزی که راجب آدما فهمیدم اینه که اونی که اصلا بهش نمیاد اونجوری باشه از همه اونجوری تره
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم
از خودم میگریزم از خودم که همیشه مایهی آزار خودم بودهام از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه میخواهم
آموختم که دنیا درونت را نمیبیند
ذرهای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رویاها و غمها نهفته است
تو مراقبت کردن از دیگرانو دوس داری چون
اون قسمت از وجودت که نیاز به مراقبت داشته رو آروم میکنه
ینی فقط خوشم میاد از کسایی که میگن:
هیچوقت باتو رفتارم عوض نمیشه و مث آبجی منی و ازین چرت و پرتاااا
ولی فقط کافیه پایِ یه پسر بیاد وسط...
فرقی نداره ابجیت باشه،دختر خالت باشه یا هرکَسِ دیگهای،جوگیر که باشه همچیش فرق میکنه...😒😒
متنفرم از آدمایی که جزئیات یادشون میره؛
یه گل خریدن ساده ، یه پیاده روی نیم ساعته ، یه جمله قشنگ ، همه اینا منو به وجد میاره و ذهنمو درگیر میکنه ، ولی وقتی به طرف مقابلم یادآوری میکنم ، انگار نه انگار اتفاقی افتاده.....
متنفرم از اونایی که انقدر احساسات کوچیک و نادیده میگیرن:((