زندگی مثل یک رودخانه است که گاهی آرام و بیصدا میره و گاهی هم طوفانی میشه. تو این مسیر، هر کدوم از ما با مشکلات و چالشهای مختلفی مواجه میشیم که بعضی وقتها باعث میشه فکر کنیم همه چیز تموم شده. اما همیشه تو دل این ناامیدی، یه ذره امید هست که میتونه روشناییمون کنه.
گاهی وقتی زندگی سخت میشه و آدم حس میکنه دیگه هیچ راهی وجود نداره، افکار منفی سراغش میاد. ولی آیا تا حالا به این فکر کردی که شاید با همین افکار، امید توی وجودمون در حال شکلگرفتن باشه؟ ارتباطات و دوستیا که داریم، مثل نور خورشید میمونه که تو تاریکی روشنی میندازه و نشون میده همیشه راهی هست.
یادآوری روزهای سختی که قبلاً گذروندمون، میتونه به این باور برسونه که بعد از هر طوفانی،دوباره آسمون صاف میشه.مثلاً وقتی به یک پرنده که تو قفس هست نگاه میکنیم،حس میکنیم اون هم میخواد پرواز کنه. ناامیدی و امید دو روی یه سکهند که همیشه کنار هم هستن. باید یاد بگیریم که وقتی همهچیز تاریک میشه،همون لحظات میتونن نقطه عطف باشن که امید زنده میشه
وقتی به آسمون نگاه میکنیم،ستارهها دور و بر میدرخشن. این ستارهها نشونه آرزوها و امیدهاییان که هیچ وقته نباید فراموششون کنیم.باید یاد بگیریم حتی وقتی سختی داریم، امید همواره با ماست کسی که از هر شکستی بلند میشه و دوباره به جلو میره، واقعاً قدرت و اراده رو به نمایش میذاره
پس مهمه که بدونیم هر روزی که شروع میشه یه فرصت جدیده برای شروع دوباره و زنده کردن امید. زندگی پر از رنگ و زیباییه، نه فقط به خاطر شرایط بلکه به خاطر قدرت ما برای مقابله با مشکلات و یادگیری از اونها..؛
خدا مثل یه چراغ میمونه تو دل تاریکیها؛ هر وقت یادش میکنم، یه امیدی تو دلم جوونه میزنه و میگه من حواسم بهت هست وقتی سختیها دور و برم رو گرفته، یادم میآد که همیشه به من قوت قلب میده، با هر نفس، حس میکنم محبتش رو، و مثل یه دوست خوب، در کنارم ایستاده، در هر قدمی که برمیدارم، میدونم که راهم رو روشنتر میکنه و به من یادآوری میکنه که همیشه میشه دوباره شروع کرد..؛
میانهی راه ایستاد و از خودش پرسید:
یعنی تمام زندگی همین است؟
« همین تحمل کردنها ، صبر کردنها و دوام آوردنهای اجباری؟»