نمیدونم چطور توضیح بدم، این دوستم میگفت: هر وقت تو زندگی یه چیزی نیست، به چیزهایی که هست نگاه کن.
با همین فلسفه وسط کویر لاستیک زده بود و نشسته بود آبجو خورده بود و غروب رو تماشا کرده بود.
میگفت میدونستم فرقی نمیکنه چقدر نگران بشم، نگرانی من کمکی به موقعیت نمی کرد، ولی میتونستم آبجو و غروب رو از دست بدم.
احتمالا این سختترین چیزیه که لازمه تو زندگی یاد بگیرم.
تمرین فکر کردن به هست ها، جای نیست ها.
و عدم نگرانی برای چیزهایی که در کنترلم نیست و از دست ندادن زندگی که مثل آب از دستم می چکه و میره.
تتوی فارسی دست آنجلینا جولی حقیقتا خیلی خیلی خیلی زیباست. نوشته:
"ماوراي باورهاي ما، ماوراي بودن و نبودن هاي ما، آنجا دشتي است، فراتر از همه تصورات راست و چپ، تو را آنجا خواهم ديد."
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ
مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ
مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ
لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
#جانمفدایرهبرم
#تابعقوانینایتا
#الهمالعجلولیکلفرج
دلتنگی یه حس عمیق و بیصداست، مثل یه سکوت طولانی که میدونی هیچ کلمهای نمیتونه پرش کنه. شاید یه لحظه، یه خاطره، یا حتی بویی که از دور دست میاد، همه چیز رو برمیگردونه، ولی در نهایت همونطور که بود، فقط یه حس میمونه که هیچوقت پر نمیشه.
دست هایمان بوی خون هایی میدهد که کسی جز خودمان نمیبینتش
خونی که متعلق به روح کشته شده ما بود.