eitaa logo
"پاراگراف"
957 دنبال‌کننده
412 عکس
288 ویدیو
7 فایل
📌پاراگراف ها زندگی را تغیر میدهند درجستجوی حقیقت در حسرت مدینه فاضله... اینستاگرام https://instagram.com/paaragraff?igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg== ارتباط https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qsxxgs&btn=پاراگراف
مشاهده در ایتا
دانلود
چند خطی راجع تفکر نقادانه
ما افسرده دلان ساکن کویِ غم و دردیم در عشق شکست خورده ولی توبه نکردیم. -مولانا.
تا نشستیم در غمش، برخاست او آتشی در دل، نهان انداخت او سالیان در شوق دیدارش گذشت. دیدمش گفتم منم. نشناخت او. -آرمان صفاریان.
...تا انسان از اسارت خویش نجات پیدا نکند ‌، هیچ گاه نمی‌تواند از اسارت طبیعت و انسان های دیگر نجات پیدا کند ... انسان کامل.ص۸۹ استاد مرتضی مطهری
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من خسته به طوفان نرسید. -شهریار.
"پاراگراف"
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من خسته به طوفان نرسید. -شهریار.
با اجازه غزلی تازه فدایت کردم بر سر سجده نه در شعر دعایت كردم با اجازه از همه دست كشیدم امشب و تو را از وسط جمع سَوایت كردم با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم چه كنم دست خودم نیست هوایت كردم با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض تو بزن بوسه بگو باز دوایت كردم با اجازه به خیالات خودم می پیچم مثلا بودی و اين بار صدایت كردم با اجازه از شما و بی اجازه از همه بوسه بر شعر زدم باز دعایت كردم گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید گر چه گفتند بهاران برسد مال منی قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول! گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید… نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس حیف دستم سر آن موی پریشان نرسید…
ای کشته شیوخ مقدس نما حسین
یاحق . موتور را در بین موتور ها کنار دانشکده خاموش میکنم به ساعت نگاه میکنم۱۰:۱۳ ،بازم دیر کردم . سریع موتور را قفل میکنم و وارد دانشکده میشوم ، پله هارو دوتا یکی میدوم و میرسم طبقه دوم ،گام هایم را آهسته میکنم و دستی به موهایم میکشم ،میرسم پشت در کلاس ۳۰۳ ،ساعت ۱۰:۱۶،در میزنم و وارد میشوم ،با اشاره چشم از "س.ت.ح " اجازه میخوام که بنشیم و بدون اینکه وقت کند با چشمش جواب دهد به سمت صندلی ها میروم. ۴ نفر داخل کلاس هستن ،که با من که نفر پنجم به حدنصاب نرسیده ،می‌نشینم. کلاس تحولات سیاسی پهلوی بعدی از ۵ دقیقه رسما شروع میشود و موضوع بحث امروز غائله آذربایجان در دوره شروع حکومت پهلوی دوم است و "س.ت.ح" توضیح می‌دهد. راستش من وقتی بحث به حاشیه کشانده میشود و دوستان سوال های الکی میپرسند سعی میکنم کار های مفید تر دیگری انجام بدهم ،مثل تولید محتوا برای پاراگراف ‌. ساعت حوالی ۱۱ همینطور بحث در حاشیه بود و من مشغول کار با گوشی ولی آنقدر غرق نشده بودم که سر رشته بحث را گم کنم ، یهو بحث رسید به ناکجا آباد ،یکی از بچه ها گفت استاد، حرکت امام حسین نوعی خودکشی بود چون میدونست که در این مسیر از دنیا میره ‌،استاد شروع کرد به جواب دادن و مختصرش این بود که این حرکت برای مردم عادی بله ولی امام نه ،چون امام می‌تواند خودش حکم صادر کند ،امام که عام نیست ،و بعد تلنگری زد به عاشورا،گفت اعراب پیش از اسلام هر چقدر که جاهل بودند ولی مروت داشتند،جنازه های جنگی را دفن می‌کردند، راندن اسب روی جنازه های جنگی حتی در اعراب جاهلی قبل از اسلام هم وجود ندارد. من هنوز در گوشی بودم ولی اشراف کامل داشتم روی بحث ،یکم بحث سنگین شد و گوشی را خاموش کردم . کلاس دو دقیقه در سکوت بود و استاد سر در گریبان فرو برده بود. و بچه های کلاس و من هم در حیرت بودیم ، استاد سرش را بلند کرد ،بغض گلویش را گرفته بود ،و گفت برای امروز بسه و رفت ... "س ت ح " با یک جمله کلاس ۳۰۳ دانشکده حقوق را به معراج تبدیل کرد ‌... 📍۲۳ آذر ۱۴۰۴ حرم امام رضا(ع) .
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمری هر شب در رهگذارت ماندم چشم انتظارت