"پاراگراف"
لینک ناشناس پارگراف، جهت انتقادات معرفی مستند و فیلم و کتاب و ....
به قول عزیزی
تمجیدی اگر یافتید در دل نگه دارید ،
بخدا ما کاری نمیکنم اینجا کمی از نظرات و افکار مرا مشاهده میکنید
"پاراگراف"
از سخنان استاد اخلاق حضرت آیت الله مجتهدی است که بازاریها هر شب به حساب دفترشان می رسند . سود و ضرر
🔻الان اول ساله یه پیشنهاد دوستانه میدم بهتون ، شاید ۳۰ سال دیگه منو لعنت یا شاید برای روح که اگه خدا بخواد تا اون موقع نباشم دعا کردید.
یک سالنامه بخرید ، شب بعد از شام یک چایی بریزید و بیکلامی پلی کنید و فکر کنید ، صبح کجا رفتید ، با کی بودید ، چه قدر در آوردی چه قدر خرج کردی ،دل کی رو شکستی به کی زندگی هدیه دادی و سرکار چه کردی ، به همه اینا فکر کن و بنویس ، میدونم شاید چند ماه اول یا حتی سال اول سخت باشه ولی شیرینه.
من الان سالنامه ۴۰۳ مو میخونم یه جایی میخندم یه جایی اشک توی چشمم جمع میشه، ولی تجریه شیرینه به چند علت .
۱_ اول اینکه محاسبه نفس کردی ، فکر کردی که چکار کردی چه کار نکردی ، آیا در مسیر اسلام و انسانیت و عشق قدم برداشتی یا نه
۲_ میتونی روز های تو مقایسه کنی ببینی چکار کنی که فردا بهتر شه
۳_ ۳۰ سال بعد تو ۳۰ تا سالنامه داری که موقع حال خوندشون هم حالت خوبه هم حالت بده
راستی هنوز ۳۰ تا سالنامه پر نشده، این یعنی میتونیم از همین ثانیه حال بدی های ۳۰ سال آینده مو کم کنیم و حال خوبی هامونو زیاد .
🗞#یادداشت
۹ فرودین ۰۵
"پاراگراف"
#خدایا ممنون که بنزین موتور یک چهارراه پایین تر از پمپ بنزین تموم شد ...
#خدایا
درسته لیاقت شو نداریم
ولی حلاوت بندگی تو به ما بچشان
شما خونتون سمت شهرک غربه ؟ مجتمع امام صادق درس میخونی ؟
.
تهران نیستم
ولی یکی از آرزو هام درس خوندن در امام صادق بود
لیست کتاباییکه داری میخونی رو بهم بگو
.
الان ابوالمشاغل و بینهایت
زیاده ولی اسم میگم شهید مطهری، عین صاد ، نادر ابراهیمی ، موسسه جوانان
در حال حاضر اینا
از دیوان غزل که میخونی یه عکس بزار بریم بگیریمش
.
حافظ از نشر خوب
میگفت: اگر ی روز شهید شدم و دستم باز بود . اولین کسایی که میارم پیش خودم، مامان و بابامن!
خیلی زحمتشون دادم. منم تنها خوری نمیکنم!
.
ما که لیاقتشو نداریم
شما برامون دعا کنید
تنها خور نباشید
توجیه، حماقت است و
تضعیف، جنایت است
و تكمیل، رسالت است!
وظیفهٔ همگی ما تكمیل است!
نه تضعیفِ خوبی ها
و نه توجیهِ خرابی ها
بلكه تكمیلِ رسالتِ ماست!
#عین_صاد
برای بار دوم فیلم "دیدن این فیلم جرم است "را دیدم و اشک در چشمانم جاری شد .
برای ضابطه های آقازاده منشی و مصلحت های الکی و مظلومیت توده ها پاک و انقلابی مردم.
"پاراگراف"
برای بار دوم فیلم "دیدن این فیلم جرم است "را دیدم و اشک در چشمانم جاری شد . برای ضابطه های آقازاده
پ.ن
حق برای من دوستی باقی نذاشت
منسوب به امیر المومنین
.
حق را بگوئید حتی اگر بر علیه تان باشد
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
باران و خون هردو میبارند. زن نشسته است کنارِ دو عزیزش؛ خاک و عزیزش. از هر طرف صدایی بلند است و از او فقط آهِ جگرسوز؛
«یادته میگفتی بارون که زد نباید موند تو خونه؟ عزیزوم چرا خودت خوابیدی زیر خاک؟ یادته میگفتی هیچ ادکلنِ تهلنجی و مارک و برندی قدِ خاک بارون خورده کِیف نمیده؟ یادته میگفتی ننهآقات گفتن وقتی به دنیا اومدی بارون میومده سیل داشته دنیا رو میبرده، میگفتی دلوم میخواد وقتی رفتوم هم بارون بیاد ولی سیل مونِ با خودش ببره؟ یادته شب عروسیمون، تو حیاط تالار وسط آهنگ بندری و دایرهتنبک رفیقای قرتیت هوا ابری بود گفتم خداکنه بارون نیاد همهچی رو خراب کنه! دو دقیقه و سی ثانیه قهر کرده بودی میگفتی بارون همهچیز رو درست میکنه جیگروم! یادته شبهایی که رعد و برق میزد میترسیدم میگفتی ایکه بارون نیاد ترس داره دختر! گفتی اگه خدا نظر کنه بچهدار بشیم دختر بشه اسمش رو میذاری باران؟ دو روز و سه ساعت باهات قهر کردم که چرا اسمش رو تو باید انتخاب کنی! آخرسر گفتی اسمش رو تو بذار ولی مو صداش میکنُم باران.. اصلاً دیگه داشتم خل و چل میشدم، فکر میکردم بارون اسم کسی بوده نکنه فامیل دوری، پناه بر خدا کسی بوده تو گذشتت، بیشتر از من عاشقش بودی؟! خو تو اگه عاشق من بودی که تنهام نمیذاشتی.. عاشق چی بودی که منو گذاشتی رفتی سی خودت و عشقت؟! حالا الان قهر کنم باهات خوبت بشه؟ راستی نگفته بودم نه؟ پرچم چه بهت میاد.. بوی بارون میدی عشقم.. بارون چه بهت میاد! هرچی خواستی همون شد..»
عکس حمید وکیلی
متن سید مصطفی موسوی
@ir_tavabin