eitaa logo
"پاراگراف"
915 دنبال‌کننده
527 عکس
311 ویدیو
8 فایل
📌پاراگراف ها زندگی را تغیر میدهند درجستجوی حقیقت در حسرت مدینه فاضله... اینستاگرام https://instagram.com/paaragraff?igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg== ارتباط https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qsxxgs&btn=پاراگراف
مشاهده در ایتا
دانلود
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم از کار جهان گرفته است آمده ام که مرا بخواهی ‌. که دلم بر هیچ کس قرار نمیگیرد الا به تو ...
ای مردم ! دنیا کسی را که آرزو آن را بـر دل دارد مـی‌فـریـبـد
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
کاش یک دوست شبیه نادر ابراهیمی تو زندگیم داشتم
خیلی دوست دارم مثل قبل کتاب بخونم و جاهایی رو که مستم میکنه براتون بذارم ولی نمیدونم چرا دیگه نمیتونم
سلام نه عزیز مشکلی نیست بفرمایید . چیزی نمی‌فهمم یه دور دارم میخونم فقط بعدش اگر زنده بودم میرم سراغ شرح و بسط
سلام علیکم امیدوارم لفت نداده باشید
هدایت شده از رادیو مناهج
🌀 مجموعه پادکست ویژه محرم در چه مرحله‌ای قرار دارد؟ 🔰 کار تولید پادکست یک فرآیند زمانبر و گروهی است. در ماه‌های گذشته یکی از گروه‌های تحقیقاتی مجموعه رادیو مناهج مشغول تهیه پادکست ویژه محرم بوده و در این گزارش روند تولید به اطلاع شما میرسد: 🔻تا امروز این فعالیت‌ها انجام شده: ۱. طراحی چارچوب کلی پادکست ۲. نهایی شدن موضوع هر قسمت ۳.گردآوری منابع معتبر با مشورت اساتید تاریخ تشیع ۴. نهایی شدن نام و عنوان مجموعه پادکست 🔻در ادامه موارد زیر انجام خواهد شد: ۱. طراحی نشان و کاور هر قسمت ۲.تکمیل و نهایی شدن تحقیق ۳.سناریونویسی ۴. نهایی شدن متن پادکست ۵. گویندگی و ضبط هر قسمت ۶. تدوین صوت ۷. انتشار در ایام محرم 1448ان‌شاالله 💎 تمامی این پادکست‌‌ها با کمک مخاطبین عزیز به این مرحله رسیده‌است و برای ادامه این راه نیز، با کمک عزیزان تولیدات ادامه خواهد داشت🌸 🎧 پادکست‌های سال گذشته👇 محرم ۱۴۰۳: تاریخ قیام سیدالشهدا محرم ۱۴۰۴: نیزه‌های کاغذی محرم ۱۴۰۵: به زودی... 📻 پادکست هزاران صفحه کتابه که در چند دقیقه می‌شنوی😍 👇 https://eitaa.com/joinchat/2812674312C2b3579343e
ببینید که چه روزگاری شده ! پیش از این انسان ها کار می‌کردند به خاطر آنکه زندگی کنند؛ حال انسان خود را زنده نگه می‌دارد فقط برای اینکه کار کند . .
هدایت شده از تبعیدی
یا حق داشتم با موتور میرفتم سمت خانه ، سر خیابون بهجت ، روبرو راه‌آهن مردی دستانش را بلند کرد ، هنوز خیلی دور نشده بودم که ایستادم .مرد با ۲ ساک نسبتا کوچک دوید سمتم -مقدم ؟ +بفرمایید به یاد آن شب هایی که تنها از حرم بر میگشتم و پاهایم دگیر توان ادامه نداشت که موتوری به دادم می‌رسید و به جای اسکناس ازم طلب صلوات یا دعا میکرد .البته فکر نکنم بتوانم تا آخر عمر لطف آن ها را جبران کنم . مسیر ۷ دقیقه مرا با زندگی مرد میانسال گرگانی که با ۲ ساک نسبتا کوچک به مشهد کشانده بود تا پاهایش را عمل کند ، آشنا کرد +ازدواج کردی جوون ؟ -نه آنقدر سرم شلوغه که اصلا بهش فکر نمی‌کنم، ایشالا ۱۰۰ سال دیگه [این را در دلم گفتم ] +خدا ایشالا یه زن خوب نصیبت کنه راستی جوون از من به تو نصیحت موتور نامرده حواست باشه . این اواخر سعی می‌کردم کم حرف باشم ، پس جوابش را به خودم دادم : بله مرد ، شاید موتور نامرد باشد ، شاید مرا ناکام بگذارد ولی ته نامردی اش همین است دیگر جنون را ارزانی نمی‌کند ‌. کجا موتور بی معرفته ، شب هایی که سرم داره از فکر و خیال منفجر میشه ، ۳ صبح که نمیتونی به کسی زنگ بزنی تا آروم شی ۵ دقیقه به حرم برساند . کی می‌تواند که وقتی صبح خواب موندی و به مدیرت قول دادی که دیگر دیر نکنی ۲۰ دقیقه مسیر ۱ ساعته را برود آن طرف شهر . کجا میتونی با کسی کل شهر رو بچرخی و زار بزنی و بدون اینکه چیزی ازت بپرسه پا به پات بیاد ، البته بعضی وقت ها ما رو زمین گیر کرده ولی تنها نذاشته . یکی از مزیت های موتور این است که اگر باهاش بد رفتاری نیازی به منت کشی ندارد ، این اواخر همه از دستم شکارن ، مامانم ، صاحبکارم ، همکارم و آخریش سید خیلی با هاش بد رفتار کردم و او از من دلخور شد و خودم از خودم دلخور تر . باز دمش گرم هر موقع بنزین تموم کرد یا نزدیک پمپ بود یا یک آدم مشتی سر راهمون گذاشت یا خودش پا به پام آمد و تنهایم نداشت درسته اون کارت سوخت نداره و ما اخلاق ولی مارو راه انداخته . مرد هنوز داشت حرف می‌زد +با هزار بدبختی ۳۰ تومن جمع کردم و هنوز ۳ تومن کم دارم -کاش به حرف دلسوزانه سید و مامانم گوشی میکردم و کمتر کتاب میخریدم و کمتر ساندویچ میخوردم ، یکی از مزیت هاش این بود که کار این بنده خدا راه می‌افتاد و کار خودم اینقدر گیر یک قرون دو زار نبود . از امتحان هم نمره خوبی نگرفتم ولی خدا به روم نمیاره، نمیگه که اشتباه کردی فلان خرج بیهوده کردی ، غلط کردی که وقتی کتاب رو که نمیخونی خریدی یا نمی‌گه که چرا زیاد وقتی استرس میگری پر خور میشی، خدا مثل آدما تو سر بنده هاش نمیکوبه . اصلا نفهمیدم چه طور دم حرم آقا رسیده بودم ، مرد با ۲ ساکی که برای سفر کوتاهش بسته بود پیاده شد و کلی برایم دعا کرد و رفت ، من که نتونستم کمکش کنم ولی صاحب این خونه حتما میتونه . ... 📎اندکی واقعی و بخش عمده خیال ۱۹خرداد ۱۴۰۵