من تو زندگیم فقط یه بار غرورمو گذاشتم کنار برای یه نفر و همون آدم بهم ثابت کرد که اشتباه ترین کار ممکنه.
سایهیِ حَرم•
خداروشکر دیگه هیچ نگرانی بابت آیندم ندارم، چون اصلا اینجا آینده ای وجود نداره.
انگار همیشه باید نگران یه چیزی باشم، آرامش باهام قهره.
من دلم برای ادما تنگ میشه؛ برای جاها، حس هایی که داشتم، روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم. و این همیشه برام غم میاورده.
سایهیِ حَرم•
درحال نگاه کردن به آیندهای که چیده بودم:
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسم موقع گرفتن اون تصمیم:
سایهیِ حَرم•
متاسفانه دیگه کسی بهم وایب امن بودن نمیده، به همه شک دارم.
ما؟ ما زخمیِ آغوشهایی هستیم که
به امن بودن صاحبشان ایمان داشتیم.
کی دیده شب بمونه!؟
ما عزیزم، ما دیدیم.
شب که مونده هیچ، هرچی هم میگذره داره تاریک تر میشه.