╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻قسمت شصت و چهار🔻
چند روز بعد، باز اين افراد در جلسه ای خصوصی از من خواستند كه برايشان از برزخ بگويم. نگاهی به چهره تك تك آن ها كردم. گفتم چند نفری از شما فردا شهيد می شويد.
━━━ ✦
سكوتی عجيب در آن جلسه حاكم شد. با نگاه های خود التماس می كردند كه من سكوت نكنم. حال آن رفقا در آن جلسه قابل توصيف نبود. من تمام آنچه ديده بودم را گفتم.
━━━ ✦
از طرفی براي خودم نگران بودم. نكند من در جمع اين ها نباشم اما نه انشاءالله كه هستم.
جواد با اصرار از من سؤال می كرد و من جواب می دادم. در آخر گفت:
━━━ ✦
چه چيزی بيش از همه در آنطرف به درد می خورد؟
گفتم بعد از اهميت به نماز، با نيت الهی و خالصانه، هر چه می توانيد برای خدا و بندگان خدا كار كنيد.
━━━ ✦
روز بعد يادم هست كه يكی از مسئولين جمهوری اسلامی، در مورد مسائل نظامی اظهار نظری كرده بود كه برای غربی ها خوراك خوبی ايجاد شد. خيلی از رزمندگان مدافع حرم از اين صحبت ناراحت بودند.
━━━ ✦
جواد محمدی مطلب همان مسئول را به من نشان داد و گفت: می بينی، پس فردا همين مسئولی كه اينطور خون بچه ها را پايمال می كند، از دنيا می رود و می گويند شهيد شد!
━━━ ✦
خيلی آرام گفتم: آقا جواد، من مرگ اين آقا را ديدم. او در همين سال ها طوری از دنيا می رود كه هيچ كاری نمی توانند برايش انجام دهند! حتی مرگش هم نشان خواهد داد كه از راه و رسم امام و شهدا فاصله داشته.
━━━ ✦
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻قسمت شصت و پنج🔻
چند روز بعد، آماده عمليات شديم. جيره جنگی را گرفتيم و تجهيزات را بستيم. خودم را حسابی برای شهادت آماده كردم. من آرپی جی برداشتم و در كنار رفقايی كه مطمئن بودم شهيد می شوند با تمام اين افراد قرار گرفتم.
━━━ ✦
گفتم اگر پيش اين ها باشم بهتره. احتمال همگی با هم شهيد می شويم. نيمه های شب، هنوز ستون نيروها حركت نكرده بود كه جواد محمدی خودش را به من رساند.
━━━ ✦
او كارها را پيگيری ميكرد. سريع پيش من آمد و گفت: الان داريم می رويم برای عمليات، خيلی حساسيت منطقه بالاست. او می خواست من را از همراهی با نيروها منصرف كند.
━━━ ✦
من هم به او گفتم: چند نفر از اين بچه ها به زودی شهيد می شوند. از جمله بيشتر دوستانی كه با هم بوديم. من هم می خواهم با آن ها باشم، بلكه به خاطر آنها، ما هم توفيق داشته باشيم.
━━━ ✦
دستور حركت صادر شد. من از ساعت ها قبل آماده بودم. سر ستون ايستاده بودم و با آمادگی كامل می خواستم اولين نفر باشم كه پرواز ميكند.
━━━ ✦
هنوز چند قدمی نرفته بوديم كه جواد محمدی با موتور جلو آمد و مرا صدا كرد. خيلی جدی گفت: سوارشو، بايد از يك طرف ديگر، خط شكن محور باشی.
━━━ ✦
بايد حرفش را قبول می كردم. من هم خوشحال، سوار موتور جواد شدم. ده دقيقه ای رفتيم تا به يك تپه رسيديم. به من گفت: پياده شو زود باش.
━━━ ✦
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
⌝ پناه آخـــر ⌞
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ #سه_دقیقه_در_قیامت ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯ 🔻قسمت شصت و پنج🔻 چند روز بعد، آماده عمليات شديم. جيره
بخونید یکم از قیامت خبر داشته باشیم ، خوبه ، 👈🏻 ما قیامت در پیش داریم....
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐 هدیه به ساحت مقدس
✨امام زمان (عج)
#تلاوت
✨سوره حجر؛ آیات ۷۱ تا ۹۰
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿
بله غم هست، اما امید هم هست 😌
اِنَّ مَعِیَ رَبّی
خدا با منه✨💞
قشنگ تر از این ؟
قوت قلب تر از این ؟
#انگیزشی🌱
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝
وقتی کار فرهنگی رو شروع میکنید با
اولین چیزی که باید بجنگیم
خودمونیم...
|#شهیدمصطفیصدرزاده|
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝
بچه مذهبی بودن مثل نردبونه !
هرچقدر بالاتر میری ؛ به خدا نزدیکتر
میشی؛ اما یادت نره ..
اگه از بالا بیفتی ؛ دردش خیلی بیشتر
از افتادن از پله های پایینتره !
حواست باشه سقوط نکنی.
|#شهیدمرتضیآوینی|
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝
بعضی از روزهای جمعه تلفن همراهش خاموش بود.
وقتی دلیلش رو میپرسیدم میگفت: ارتباطم رو با دنیا کمتر میکنم تا کمی زمانم رو برای امام زمانم اختصاص بدم...
اینکه چطوری میتونم برای ایشون مفید باشم... 😊
|#شهیدمحسنحججی|
تا کسی شهید نبود شهید نمیشود.
شرط شهید شدن. شهید بودن است.
|شهیدحاجقاسمسلیمانی|
「」
#پروفایل_رهبر_شهید ❤️🩹🥲
کپی: با ذکر صلوات شادی روح
رهبر شهیدمون:)
|🎞#ساختخودم|