eitaa logo
⌝ پناه آخـــر ⌞
358 دنبال‌کننده
961 عکس
348 ویدیو
34 فایل
بِسْمـــِ رَبــــِّ المَھـِـدے المُوعودﷻ‌… [مطالب کانال: دلی، مهدوی، شهدایی، انگیزشی] ‌ ‌🖇 لینک‌‌‌‌ خودسازی 🖇 https://class.onlinehawzah.com جهت پاسخگویی: @zahrapag128
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝 شھادت‌فقط‌درجبهہ‌های‌جنگ‌نیست‌ اگرانسان‌براےخداڪارڪندوبہ‌یاداوباشد وبمیردشھیدحساب‌میشہ. ||
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝 ابراهـــیم می گفت: " دنیا ارزش این همه اهمیت دادن نداره ؛ آدم اگه بتونه تو این دنیا برای خدا کاری کنه ارزش داره ." ||
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝 به فکر «مثل شهدا مُردن» نباش به فکر «مثل شهدا زندگی‌کردن» باش ||
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت پنجاه و هفت🔻 آن شب وقتی برگشتيم خونه خيلی فكر كردم.🤔 پس نکنه اون چيزهايی كه من ديدم توهم بوده؟! دو سه روز بعد، خبر مرگ آن جوان پخش شد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ بعد هم تشييع جنازه و مراسم ختم همان جوان برگزار شد! من مات و حيران مانده بودم كه چه شد؟ از دوست ديگرم كه با خانواده آن ها فاميل بود سؤال كردم: ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ علت مرگ اين جوان چه بود؟ گفت: بنده خدا تصادف كرده. من بيشتر توی فكر فرو رفتم. اما خودم اين جوان را ديدم. او حال و روز خوشی نداشت. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ گناهان و حق الناس و... حسابی گرفتارش كرده بود. به همه التماس می كرد تا كاری برايش انجام دهند. چند روز بعد، يكی از بستگان به ديدنم آمد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ ايشان در اداره برق اصفهان مشغول به كار بود. لا به لای صحبت ها گفت: چند روز قبل، يک جوان رفته بود بالای دكل برق تا كابل فشار قوی را قطع كند و بدزدد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ ظاهراً اعتياد داشته و قبلا هم از اين كارها می كرده. همان بالا برق خشكش می کند و به پايين پرت ميشود. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ خيره شده بودم به صورت اين مهمان و گفتم: فلانی رو ميگی؟ شما مطمئن هستی؟ گفت: بله، خودم بالا سرش بودم. اما خانواده اش چيز ديگه ای گفتند. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت پنجاه و هشت🔻 ( نشانه ها ) پس از ماجرايی كه برای پسر معتاد اتفاق افتاد، فهميدم كه من برخی از اتفاقات آينده نزديک را هم ديده ام. نمی دانستم چطور ممكن است. لذا خدمت يكی از علما رفتم و اين موارد را مطرح كردم. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ ايشان هم اشاره كرد كه در اين حالت مكاشفه كه شما بودی، بحث زمان و مكان مطرح نبوده. لذا بعيد نيست كه برخی موارد مربوط به آينده را ديده باشيد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ بعد از اين صحبت، يقين كردم كه ماجرای شهادت برخی همكاران من اتفاق خواهد افتاد. يكی دو هفته بعد از بهبودی من، پدرم در اثر يك سانحه مصدوم شد و چند روز بعد، دار فانی را وداع گفت. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ خيلی 😔 ناراحت بودم، اما ياد حرف عموی خدا بيامرزم افتادم كه گفت: اين باغ برای من و پدرت هست و به زودی به ما ملحق می شود. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ در يكی از روزهای دوران نقاهت، به شهرستان دوران كودكی و نوجوانی سر زدم، به سراغ مسجد قديمی محل رفتم و ياد و خاطرات كودكی و نوجوانی، برايم تداعی شد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ يكی از پيرمردهای قديمي مسجد را ديدم. سلام و عليك كرديم و برای نماز وارد مسجد شديم. يكباره ياد صحنه هايی افتادم كه از حساب و كتاب اعمال ديده بودم. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ ياد آن پيرمردی كه به من تهمت زده بود و به خاطر رضايت من، ثواب حسينه اش را به من بخشيد. اين افكار و صحنه ناراحتی آن پيرمرد، همينطور در مقابل چشمانم بود. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت پنجاه و نه🔻 باخودم گفتم: بايد پيگيری كنم و ببينم اين ماجرا تا چه حد صحت دارد. هرچند می دانستم كه مانند بقيه موارد، اين هم واقعی است. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ اما دوست داشتم حسينیه ای كه به من بخشيده شد را از نزديك ببينم. به آن پيرمرد گفتم: فلانی را يادتان هست؟ همان كه چهار سال پيش مرحوم شد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ گفت: بله، خدا نور به قبرش بباره. چقدر اين مرد خوب بود. اين آدم بی سر و صدا كار خير می کرد. آدم درستی بود. مثل آن حاجی كم پيدا می شود. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ گفتم: بله، اما خبر داری اين بنده خدا چيزی تو اين شهر وقف كرده؟ مسجد، حسينيه؟! گفت: نمیدانم. ولی فلانی خيلی با او رفيق بود. حتماً خبر دارد. الان هم داخل مسجد نشسته. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ بعد از نماز سراغ همان شخص رفتيم. ذكر خير آن مرحوم شد و سوالم را دوباره پرسيدم: اين بنده خدا چيزی وقف كرده؟ اين پيرمرد گفت: خدا رحمتش كند. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ دوست نداشت كسی خبردار شود، اما چون از دنيا رفته به شما می گويم. ايشان به سمت چپ مسجد اشاره كرد و گفت: اين حسينيه را می بينی كه اينجا ساخته شده، همان حاج آقا كه ذكر خيرش را كردی اين حسينيه را ساخت و وقف كرد. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ نميدانی چقدر اين حسينيه خير و بركت دارد. الان هم داريم بنايی می كنيم و ديوار حسينيه را برميداريم و ملحقش ميكنيم به مسجد، تا فضا برای نماز بيشتر شود. ‌‌‌‌‌‌‌━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
و آقایی که خیلی غریب 💔
شور-مهاجری -شب تاسوعا1405.MP3
زمان: حجم: 18.1M
🏴 هیئت الزهراء (س) دارالقرآن الزهراء (س) تکاب @azzahraqr_ir