هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
‼️ «من تو رو نمیخوام... ولی مجبورم باهات ازدواج کنم!»❤️🔥
پناه فقط #یکروز فرصت داشت... یا باید حقیقتی که سالها ازش پنهان شده بود رو میپذیرفت، یا شاهد شکستن قلب پدرش میشد...
#مسیح همان پسری بود که از کودکی برایش انتخاب شده بود... اما حالا روبهرویش ایستاده بود و با سردی گفت:
«این ازدواج فقط یه بازیه... یه قرارداد بین من و تو. نه تو از من چیزی میخوای، نه من از تو...»💔❌
پناه با بغض خندید: «خیالت راحت... منم آرزوی همسر مردی که #دلشجایدیگهست رو ندارم.»😨
یک #ازدواج_اجباری... یک مرد که قسم خورده بود هیچوقت عاشق نشه... و دختری که قرار نبود قلبش رو به کسی بسپره...
اما یک شب... یک اتفاق... و یک قدم اشتباه کافی بود تا تمام قوانین بینشون فرو بریزه...
حالا مسیح باید بین گذشتهای که رهاش نمیکنه و دختری که شده همهی زندگیاش یکی رو انتخاب کنه...
اما پناه هنوز نمیدونه... مردی که فکر میکرد هیچ احساسی بهش نداره، بزرگترین #راز_زندگیاش رو پنهان کرده...
همان شب بود که ناخودآگاه مسیح دل به دریا زد و وقتی پناه در اتاق تنها بود..🔥❌
میخای بدونی ادامش چی میشه سریع عضو شو که لینکش تا نیم ساعت دیگه تغییر میکنه💥🙉
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
رمانی پر از عشق، اجبار، حسادت و رازهایی که نفسگیر میشه👇
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
🔥 آخرین فرصت برای خوندن یکی از بهترین رمانها...
سریع عضو شو 😍👇
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 13 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
•
أَلْسَّلٰامُ عَلَـیْـک یٰا بَقٖیَة الله 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکَ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبّٰاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکِ یٰا فٰاطِمهَ الْمَعْصومه 🥀
•
احساسات آدم هارو از بین نبرید؛آدم بی احساس
دیگه چیزی براش مهم نیست... ·⌣·