فعلا شبتون بخیر ، ناشناس فعاله چیزی خواستین بگین ..
پیوی هم هست کاری داشتین بگین
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
در آن زمستان چه گذشت😱🔥☄
چشماش از خیرگی به مانیتور میسوخت؛ خطوط سبزِ کدها مثل بارانی بیوقفه از جلوی چشمانش رد میشدن. انگار داشت با مرگ میرقصید تا فقط یک پالسِ ناچیز را از میان لایههای امنیتی بیرون بکشد.
ناگهان صدای برخوردِ سنگین کفشهایی روی زمین، سکوتِ اتاق را شکست. سایهی بلند و سردِ او روی میز افتاد.
- فقط ۵ دقیقه دیگه وقت داری. اگه این پدافد تا قبل از سپیدهدم به هک نشه، دیگه نه کدی باقی میمونه، نه مأموریتی، و نه حتی خودت!
آوا بدون اینکه حتی سرش را بلند کند، با لبخندی کنایهآمیز گفت:
- کمی صبر داشته باش سرهنگ! امنیت رو با زورِ بازو نمیشه شکست، باید بلد باشی چطور با منطقِ صفر و یکها بازی کنی…”
-زمستانخونین
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
بازیِ قدرت، کدها و خون؛ جایی که حقیقت در تاریکی پنهان شده است.
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 17 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸