•
سالها منتظࢪ سیصدواندے مࢪدی
آنقَدَر مࢪد نبودیم ڪہ یارت باشیم...:`)
أَلْسَّلٰامُ عَلَـیْـک یٰا بَقٖیَة الله 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکَ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبّٰاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکِ یٰا فٰاطِمهَ الْمَعْصومه 🥀
•
نمیدانم چه سری در وجودت داری؛
که هیچگاه نمیتوانم ازتو غمگین بمانم...
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
___
•
و در وصف چشمانت؛
زبان و دست و ذهنم همه الکن گشتند...
أَلْسَّلٰامُ عَلَـیْـک یٰا بَقٖیَة الله 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکَ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبّٰاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکِ یٰا فٰاطِمهَ الْمَعْصومه 🥀
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با صدای بلندی گفت:
_ننه من زن نمیخواام.. این صدبار!
و لگدی به در اتاق زد و اومد تو و هنوز من رو ندیده بود
دوباره رو به مادرش داد زد:
_بیخود کردی بدون رضایت من رفتی انگشتر دادی.. من زن میخوام چیکار نن..
یهو با دیدنم خشکش زدم؛ منم بدتر از اون..🚭🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
#وقتی.میگم.تنهایی.بخون.یعنی.این🫨🤫
این رمان ترکوندههه😱❌🔥
#وقتی.خودت.تنهایی.فقط.بخون🫨🤫