هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
دم گوشـش پچ زدم:
- حالا که اومدی بغ/لـم.. بنظرت هنوزم خشنم خانـومم؟!
ترسیده آب ده/نشـو قورت داد ، بیشتر تو بغ/لم قایـم شد و ل/ب زد:
- بد اخلاقی.. دوستـام میگن چطور تحمل میکـنی تو بغ/لش شوهرت انقـدر بازوهاش بزرگـــه؟!
ریز خندیـدم و غریدم:
فیگـــور بیام برات قربونت بشــم؟!🤭🥹❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_1
_مادر بیا یک نگاه بنداز شاید خوشت اومد! شبیه یه تیکه ماهه!!
با عربده ای که بلند شد چسبیدم به دیوار...بسم الله این صدا برای غول بود؟!
_نمیخوام ننه؛ زن..نمیخواام!!
نکنه.. اون مرد پر از تتو و خفن...پسره ننه بود؟! بدبخت شدم که!!
_الهی قربون یال و کوپالت پسرم؛ ولی بیا ببنیش...حبه قند میمونه بس که دختر شیرینیه! امروز ...
حرف ننه کامل نشده بود که عربده بالا گرفت و...🤣🍓📵
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 23 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
___
•
و در وصف چشمانت؛
زبان و دست و ذهنم همه الکن گشتند...