eitaa logo
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
1.2هزار دنبال‌کننده
116 عکس
87 ویدیو
0 فایل
جهان با "پارادوکس" زندست ؛ ⟨ معنایِ‌پوچ ، سکوتِ‌پرهَمهَمه ، غریبِ‌آشنا ، ... ⟩ ما همگی متناقض نماییم 🙂🙃 تکه ای از ذهن من برای لمس لحظه ها ✨ شاید حالِ خوشِ‌غمگین رو بسازیم 🙃 ناشناس کلبه👆🐈
مشاهده در ایتا
دانلود
برای همه چیز
برای اینجا...
خودت مراقب همشون باش
مراقب خنده هاشون و خوبی هاشون...
مراقب اینجا هم باش 💔
هدایت شده از بنر‌های‌حقوقی✨
بنر فوق العاده پر جذب میزنم با کمترین قیمت😌❤️‍🔥 سه بار هم میتونم براتون ویرایشش کنم💗 و...! عضو از طریق جج میارم👀 ١٠٠ تا عضو٨٠ تومن . حتما بهشون میگم که فعال باشن . بیشترم میارم،بیشتر بخواید خیلی تخفیف میدم😍 اگر جز ۵ نفر اول باشید که دیگه تخفیفم دارید🙃✨ مـــــَن‌بابِ‌ سفارش شمـــٰا {@Zahrakamali367 } ؛💕
هدایت شده از بنر‌های‌حقوقی✨
طراحی پوسترهای مذهبی و تبلیغاتی با سبک اختصاصی : اربعین ، محرم و صفر ، هیئت و مراسم ، کمک‌های مردمی ، موکب ، مناسبت‌های مذهبی ، و همچنین انواع پوسترهای تبلیغاتی و مناسبتی . 🎨 طراحی اختصاصی با سلیقه شما ⚡ تحویل سریع 💰 قیمت منصفانه . 📩 برای ثبت سفارش پیام دهید . @Zahrakamali367
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
اِزدواج اجباری ❌ - تازه عروست تب داشت خدارو خوش نمیاد تنهاش گذاشتی! عمران با حرص پشت گوشی غرید: - گفتید بیوه برادرتو عقد کن کردم حاجی بیشتر از این ازم برنمیاد. بعد از عقد از خانه بیرون زده و حتی عروسش را نگاه هم نکرد. یک ماه از تماس حاجی گذشته بود که وارد خانه شد: - چه عجب اومدی خوش غیرت! نمیخوای بپرسی زنت کجاست؟ زن؟ عمران نیشخند زد: - بمن ربطی نداره حاجی اومدم بگم طـ/لاقش میدم ، صدای ظریف دخترانه آمد: - منم موافقم حاج بابا، طـ/لاق بگیریم.. عمران متعجب سر بلند کرد: این دخترک چشم طلایی زن او بود! https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0