eitaa logo
دانلود
https://eitaa.com/Pardox5/4954 برعکس نگفت-؟ - نه درست گفتم.
ما دیشب تو پیک شلوغیت رفتیم فک کن مترو یه تکون ریز میخورد تو بغل آقای روبه روم نمیوفتادم رسما میرفتیم واسه💋 انقدرررر که شلوغ بود حالا باز اینترنشنال گه میخوره که خلوت بوده - خدا خیرت بده ما تو یه واگنی بودیم که مرد بود بعد یه پسره جلوم بود همه یهو فشار آوردن اضافه شدن این افتاد تو بغل من تا آخرِ مسیر:))
ببین
چسبیده ها، چسبیده‌.
سرشو میذاشت رو دستام که گرفته بودم به این میله ها.
ساحل شب و تهران نمیمونی؟ اگه خواستی بمونی بیا موکب ما ، سمت غربیم - نه خانومی، فردا موکب دارم دانشگاه‌.
https://eitaa.com/Pardox5/4960 پراااام پسره چند سالش بود - بزرگ نبود، سیزده چهارده ساله.
https://eitaa.com/Pardox5/4960 واییی خیلی داغون بود اوضاع میفهمم چی میگی ببین یه آقاهه بود می‌خواستیم سوار مترو شیم یهو داد زد گفت خواهرا حلال کنید بعد یهو با قدرتتتت همه رو هل داد اومد تو:)))) بعد جا گیرم اومد وقتی خط عوض کردیم نشستم رو صندلی دستم که قشنگ چسبیده بود به آقای بقلیم زانومم قشنگ مماس شده بود با یه پسره که جلوم وایساده بودن خیلی شرایط معذب کننده ای بوووود - اینا حق الناسه‌‌. من از کمر درد دارم میمیرم. حلال نمی‌کنم.
https://eitaa.com/Pardox5/4960 وا چجوری ؟ تا آخر مسیر یعنی چه مدت ؟ 🗿 - اول خط سوار شدیم تا بیست ایستگاه بعدی:) تو سینم بود:)
https://eitaa.com/Pardox5/4968 پس جاش نرم بوده خیلی هم اذیت نشده وای خاک تو سرممم - عوضی😂😂
بوی نفساش ‌قشنگ حس می‌شد‌.