وای اون لحظهای که گوشه پیاده رو نشسته بودم مامانم بادم میزد، زهرا میپرسید خوبی؟، بابام چفیمو خیس میکرد.
داداشم؟ داداشم اون وسطه وقتی یه گاری دیده بود که روش چند تا گیلاس کوچولوی پلاسیده داشت: کی گیلاسِ خوشمزهی اصل بم میخواد؟
قیافه من:
#ناشناس
آقا ببخشید خیلی بی ربط ولی اسم پسرمو پیدا کردم 🙏🏻
سبحان ✨ حین گفتن تسبیحات حضرت زهرا..
نظرت چیه ساحل ؟
- خیلییی قشنگه.
ایشالا به شرطِ چاقو.
#ناشناس
یکی قوه قضاییه رو متوقف کنه
چه خبره داره همه پیجا رو میبنده
- بنده ز غوغای جهان فارغم.