eitaa logo
- Paradox -
257 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
668 ویدیو
7 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📮 پیام جدید بالا بلند بابا ابرو کمند بابا تو بری تو این جوونی دل به کی ببنده بابا :) @ns_khat
از گریه کردن خستم‌.
چرا باید تو مجلس دفنِ یه دختر بچه چهارساله باشم؟
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📮 پیام جدید https://eitaa.com/Pardox5/7928 همون خانواده ای بود که گفتی؟چیشده؟ @ns_khat
یکی از دوستام با پدرش و خواهراش و خواهر زادش می‌رن مشهد و موقع برگشت تو جاده شاهرود تصادف می‌کنن و ماشین چپ می‌کنه و خواهر زادشون فوت می‌شه..
برای دشمنم هم نمیخوام.
وای نمی‌دونید چه اتفاقی برام توی قبرستون افتاد‌.
مامانم هنوز می‌گه من باورم نمی‌شه تو چجور انقدر ریلکس بودی.
اینو می‌بینید؟
من تو خاکسپاری خیلی وایساده بودم و کمرم خیلی درد می‌کرد. رفتم روی یه صندلی نشستم تا خستگی در کنم اطرافم زنبور بود و اینا توجه نکردم. یهو دیدم یدونه از اینا از زیر پام رد شد‌. بعد گفتم نکنه به چادرم گیر کرده باشه چون باد میومد‌. بلند شدم چادرمو تکونم دیدم نیست‌. دوباره نشستم که پام قلقلک شد از زیر شلوار. توجه نکردم که حس کردم یه چیزی از ساق پام داره انگار میره بالاتر‌. از روی شلوار دست زدم به اون نقطه و دیدم یه چیز برجسته زیر انگشتم اومد:)))
هر چقدر پامو کوبیدم زمین و تکون دادم تکون نخورد‌. چهرم مثل گچ سفید شد=))) فقط تونستم برم جلو پیش مامانم و صداش بزنم بگم مامان تو پام زنبوره=)))) ببین انقدر آرومه و ساده اینو گفتم مامانم گفت برو توهم نزن‌. گفتم بخدا تو شلوارم زنبوره‌. مامان دوستم شنید گفت بیا چادر می‌گیریم شلوارتو درار‌. آقا اینا تو قبرستون دور من حلقه زدن چادر گرفتن من پامو از تو اون پاچه شلوارم در اوردم که تا لحظه آخر مامانم می‌گفت بابا توهم زدی. به محض اینکه شلوارو برعکس کردیم دیدیم یدونه از این زنبور گاوه تو پاچه شلوارمه:)))