eitaa logo
پَرؤآنۀآبي:)
161 دنبال‌کننده
108 عکس
82 ویدیو
0 فایل
پروانۀ آبی. نمونده راهی:) عین‌یه‌خوابی،توی‌بیداری. . . .. اینجا؟ چهارتا تا رفیق،با‌سلیقه‌های‌متفاوت،ولی‌ذهنیت‌های‌یکی. صرفاً‌روزمرگی‌مونه‌. . سلیقه‌ها‌متفاوته‌و‌باعت‌بهم‌ریختگی‌میشه:) . +محتوا؟به‌هم‌ریختگی‌افکارودیدی؟همون . https://eitaa.com/DonyayAzora
مشاهده در ایتا
دانلود
آقاا عشقتون نت نداره(اثرات اصراف پول)
یجوری دلم تنگ شده برای وقتی ک با عمه در تلاش بودیم تو حرم پیدا کنیم هم و:)
وقتایی ک انتظار دارم پیویم پکیده باشه،تو خالی ترین حالت ایه که میتونهه باشه، و من همچنان منتظرم یه خیر بهم پیام بده:)
یه نفر بازم عکس هنری گرفته😌🎀
هدایت شده از - پنجره‌آبئ* .
سالیانی‌ست دلم لک‌ زده دیدارش را کاش مرگم بشود لحظه‌ی میعاد علی.
من هر روز رو به خودم:یا گیران و تموم کنن یا بزنن پاک اش کنننن (گیران رمان جدیدمه،نمیدونم چکارش کنم،در صورتی که واقعاا قشنگه...)
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروزم اومدم اینجا... ولی یچیزی سر جاش نبود... چیزی که باید و توی این حیاط با صفای قدیمی پیدا نکردم. . . برگ ها ی درخت نارنج محبوبم،دیگه اون شور و صفا رو نداشتند، بی روح بودن،حسی که باید می بود... برگ هاش خاک گرفته بودن. اما شاید اون حیاط نبود ک تغییر کرده بود،من ام ک تغییر کرده بودم:)
میدونی غمگین تر از تنهایی چیه؟! این که شاید، لبخندی که بر من میزد، از روی عشق نبود! از روی ترحم بود. . . شاید دلش برایم میسوخت!... این که آنقدر عاشق اش هستم، و او، همچون آسمانی زیبا؛ برای من بود. . . گرچه،ماهی در آن آسمان،دیده نمی شد:) آن بود، ولی نه با عشق! و من هر شب قبل از آن که به عالم کابوس های شبانه ام سفر کنم. از خود میپرسم؛ بودن او،به تنهایی کافی بود؟ شاید خواسته اضافی بود:) اما بودنش به تنهایی. . . شبیه روز بدون خورشید بود. شاید، شب بی پایان:) او رفت،و من،همچنان ماندم، در او:) به قلم خودم
مائده،امیدوارم برگشتی معلم امتحان و ازت بگیره.
درس بخونیم و ناخون بسابیم.🥲🎀
پَرؤآنۀآبي:)
درس بخونیم و ناخون بسابیم.🥲🎀
روزی ک ب دنیا اومدم،حتی فکر اشم نمیکردم اختیار بلند یا کوتاه بودن ناخون هامم قرار نیست داشته باشم.