هدایت شده از دلنویس|𝓓𝓮𝓵𝓝𝓮𝓿𝓲𝓼
من پرنیان زنی هستم که زندگی لاکچری دارم ولی روح زندگیم پر از غم بود چون شوهرم عاشق دختر عموش بود یه روز مهرداد اومد خونه کلی لباسهای زیبا و جواهرات خریده بود گفت اینها رو بپوش امشب باید بریم خونه عموم رفتیم اونجا و دیدم این مهمونی به خاطر بازگشت دختر عموش از خارج از کشور هست من با اینکه تو اون مهمونی میدرخشیدم مهرداد هیچ توجهی به من نداشت همون شب منو کشید یه گوشه حرفی بهم زد که کل دنیا دور سرم چرخید...😭😭😭😭
برای خواندن ادامه داستان به لینک زیر مراجعه کنید
https://eitaa.com/joinchat/2072248454C2c813a4b18
هدایت شده از Br
215K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت
چالش داریممم،شات از گیف بالا بگیرین ارسال کنین پرایوتمممم✨
Me; @Des_tiny
We; https://eitaa.com/joinchat/94176733C7df0b14459
هدایت شده از -
گــپ پلـی لیسـت🎧🖤
https://eitaa.com/joinchat/3215853265C2fe196f732
آهنگ قفلیـتو بفرسـت