در سکوتِ شب،ز نور سجدهاش حیران شدم
در طوافِ اشک او،محو و پریشان شدم
چون بلند شدزبستر،دل ز جا برخاست نیز
من به عشقِ آن سحر، عاشقِ ایمان شدم🕊
| آقای عدنان |
ببین !!
درسته دغدغه هات زیاده
از بحث زندگیت تا مشکلات دیگه ات
ولی بنظرم همه رو بزار کنار
بدون دغدغه بشین همچیز به خودش بسپار..
و به زندگیت ادامه بده...🍃
هیئت فاطمیون حوزه هنری 1069817600_1308367304.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
ما مرده بودیم...
#تفکر
| آقای عدنان |
امروز منزل یکی از جانباز های دفاع مقدس رفتیم
داستان جانبازیشون خیلی جالب بود :
میفرمودند چون قد من از بقیه رزمنده ها بلند تر بود همرزم ها در تعقیبات بعد از نماز دسته جمع میخواندند :
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
رزمنده های اسلام نصرت عطا بفرما
پاهای داود آباد رو از مچ قطع بفرما
گذشت
در یکی از عملیات ها همه دوستان سوار ماشین شدن بنده خواستم سوار بشم خمپاره خورد تمامی دوستانم شهید شدن و دعای مستجابشان شامل حال ما شد هر دو پای ما قطع شد🤲🏻
بچه ها
اهل توحید بشید
اونوقته که اهل توکل میشید
اهل توکل بشید به خدا نزدیک میشید
خانم عدنان
بر دار اگر برند مرا، گویم از وفاست
عشقت به دل چو میثم تمار، تا خداست..
شاعر:عدنان