اون دشمن ِ تو نیست! دشمن انقلاب نیست!
اون یه نوجوونه مثل من و تو، که حرف حق بهش نرسیده!
یه تشنه اس، که آب بهش ندادن...!
تو وقتی میخوای به یه تشنه آب بدی، به زور میچپونی تو حلقش؟😅 یا با مهربونی لیوان آبو میدی دستش، میگی بخور رفیق نوش جونت؟
از دیدگاه بالا به پایین باهاش حرف نزن!
یه جوری که انگار تو هیچی نمیفهمی من همه چیو میفهمم!
اگر اون آدم به حقیقت نرسیده، کم کاری من و تو بوده
که نتونستیم در مقابل فکر باطل، فکر حق رو بهش برسونیم!
پس درست بهش نگاه کن...!
اون یه آدم ِ دنبال ِ حقیقت میگرده...
و تو، حقیقت رو بهش هدیه میکنی...
کسی حقیقت رو نمیکوبه تو صورت اون یکی!
فکر میکنی داد بزنی تحقیر کنی، اون آدم میشه؟!
نه عزیز! بعد از رفتنت از مذهبیا متنفر میشه
و بیشتر از قبل فکر میکنه راهش درسته!
خدا تو قرآن در مورد پیامبر (ص) میفرماد :
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِين (۱)
نزدیک بود از شدت ناراحتی ِ اینکه کفار ایمان نمیارن جان خودت رو بدی!
حضرت آقا در مورد همین آیه میفرمان :
این، خصوصیتِ آن مبلّغِ اوّل و داعىِ اوّل است
که شما دنبالش حرکت میکنید . باید با مردم اینگونه بود.
با این منشأ باید با مردم حرف زد.
وقتی که مبلّغ با این احساس و با آن مایه فکری
سخنش وارد میدان میشود ،
مثل مغناطیس دلها را جذب میکند :)
مثل قطرات آب زلال در سختترین سنگها هم اثر میگذارد :) (۲)
یعنی از سر ِ محبت ِ بی حد و مرز میرفت دست آدمارو بگیره ،
اگر رد میکردن، بخاطر ِ دلسوزی و محبتی که بهشون داشت به شدت ناراحت میشد که آقا تو چرا به خودت ظلم میکنی آخه عزیز من :)) .
ما باید همچین دیدگاهی نسبت به مردم داشته باشیم...!
همینقدر برادرانه :)