1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کالسکهی بچه رو به جلو هل میداد و جمعیتی که پشتش جمع شده بودن هرچی میگفت تکرار میکردن. جمعیتی که بیشترشون زن و نوجوان و بچه بودن. یه مرد با همهی داشتههاش اومده بود وسط.
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول فقط چند تا پسر بچه بودن، یکیشون شروع کرد شعار دادن، کم کم یه جمعیتی پشتشون جمع شد. پسر بچهی یازده دوازده ساله شعار میداد و بقیه پشت سرش تکرار میکردن.
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوای حیدر حیدر.
یاد «پسراتو ببین..» افتادم. :))
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو مسیر، هرکس ایستاده بود و شعارهای سر دستهی این جمع رو که میشنید همراهی میکرد. همه از شور و شوق این بچهها انرژی میگرفتن.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین نور خالص خدا، ببین.. با همهچیزمان آمدهایم..
من فکر میکردم چون از ساعت هفت و نیم هشت نرفتیم دیگه به آخرهاش میرسیم و جمعیت خیلی نخواهد بود. اشتباه فکر میکردم. جمعیت بود که اومده بود. دسته دسته آدم میومد. تموم نمیشدن. مثل خون به رگ خیابون پمپاژ میشدن.
خدایا مردم ایران رو حفظ کن.
خدایا سربازان ایران رو حفظ کن.
خدایا آزادگان جهان رو حفظ کن.
خدایا آخرین نور خالصت رو به ما برسون..