هدف نهایی همهی ما انسانها یکی هست. اما ممکنه مسیرهای متفاوتی رو برای به دست آوردن اون هدف طی کنیم.
چون به هر کدوم از ما ظرفیت، فرصت و توانایی و زندگی متفاوتی داده شده. و واضح هست که آفریننده به تک تک اینها آگاه هست.
شیعه اینطور به جمع بندی این تعاریف نگاه میکنه:
درسته که گزینههای درست مختلفی وجود داره. اما هنر اصلی تو اینجاست که بتونی تشخیص بدی کدوم یکی مهم ترینه.
بعد این صحبتهاست که میشه منظور رو از اینکه علاقه و استعداد ما در انتخابها و تصمیماتمون مهم نیستن رو توضیح داد. یعنی درواقع اینها معیارهای اصلی نیستن. یعنی فقط بر اساس علاقه و استعداد تصمیم گرفتن میشه همون تک بُعدی به زندگی نگاه کردن و همهی ابعاد رو در نظر نگرفتن.
انسان ابدی، باید بر اساس خواست و میل خدا انتخاب کنه. چون خدا از هرکسی به تک تک ریز جزئیات ما آگاه تره.
انسان بینهایت، باید این سوال رو همیشه کف دستش داشته باشه و قبل از هر تصمیمگیری بهش نگاه کنه:
«اولویت خدا در این لحظه چیه؟»
یعنی آفریننده برای اون لحظه ما، کدوم گزینه رو مهم تر قرار داده؟
روزی که برای اولین بار این مسئله رو شنیدم، مغزم آمپر سوزوند. همینجور داشت دود از گوشم بیرون میرفت، تمام مفاهیمی که توی ذهنم بود بهم پیچیده بودن و نمیتونستم تفکیکشون کنم، داشتم جنگ جهانی سوم رو تو سرم به چشم میدیدم.
به این فکر میکردم خب دقیقا چند صد سال لازمه تا من بتونم کاملا درست بفهمم اولویت خدا چیه؟ چند تا کتاب باید بخونم؟ صحبت های چند نفر رو باید گوش کنم؟
اینکه ما دنبال جواب باشیم، همون نقطهای هست که باعث رشد ما میشه.
دومین جمله مهم امشب: «توجه و بررسی اولویتها من رو رشد میده. حتی اگر در اوایل، اولویتهای غلط رو انتخاب کنم.»
زندگی بیشتر از اینکه شبیه یک امتحان تستی باشه، شبیه یک امتحان تشریحیه.
ما فکر میکنیم که فقط و فقط نتیجهی کار مهمه. در صورتی که مسیرِ رسیدن به جواب، به اندازه خودِ جواب مهمه. [و شاید بشه گفت حتی مهم تره.]