انسان بینهایت، باید این سوال رو همیشه کف دستش داشته باشه و قبل از هر تصمیمگیری بهش نگاه کنه:
«اولویت خدا در این لحظه چیه؟»
یعنی آفریننده برای اون لحظه ما، کدوم گزینه رو مهم تر قرار داده؟
روزی که برای اولین بار این مسئله رو شنیدم، مغزم آمپر سوزوند. همینجور داشت دود از گوشم بیرون میرفت، تمام مفاهیمی که توی ذهنم بود بهم پیچیده بودن و نمیتونستم تفکیکشون کنم، داشتم جنگ جهانی سوم رو تو سرم به چشم میدیدم.
به این فکر میکردم خب دقیقا چند صد سال لازمه تا من بتونم کاملا درست بفهمم اولویت خدا چیه؟ چند تا کتاب باید بخونم؟ صحبت های چند نفر رو باید گوش کنم؟
اینکه ما دنبال جواب باشیم، همون نقطهای هست که باعث رشد ما میشه.
دومین جمله مهم امشب: «توجه و بررسی اولویتها من رو رشد میده. حتی اگر در اوایل، اولویتهای غلط رو انتخاب کنم.»
زندگی بیشتر از اینکه شبیه یک امتحان تستی باشه، شبیه یک امتحان تشریحیه.
ما فکر میکنیم که فقط و فقط نتیجهی کار مهمه. در صورتی که مسیرِ رسیدن به جواب، به اندازه خودِ جواب مهمه. [و شاید بشه گفت حتی مهم تره.]
به هرچیزی که توجهمون رو نسبت بهش زیاد کنیم، به همون هم بیشتر رسیدگی میکنیم.
باید توجه کنیم تا مهم و مهم تر رو تشخیص بدیم. اصل و فرع رو تشخیص بدیم. و هرچقدر انسان، هستی و خدا رو بیشتر بشناسیم، تو این تشخیص دادنها قوی تر میشیم.