گاهی آدم نمیتونه همهی افکارش رو به اشتراک بزاره. به اندازه یک کتابخونه فکر میکنه ولی زمان و توان فقط اجازه میده یک صفحه از اون حجم زیاد منتشر بشه.
شب میخوابی صبح بیدار میشی میبینی دنیا چپکی شده. واقعا آدم از سرعت اتفاقات جا میمونه. اینکه تو این وضعیت باید درس و امتحان رو هم مدیریت کرد یه چاشنی دیگه برای اینکه عیارمون سنجیده بشه. خدایا به ما کمک کن.
ما که جنگ رو دوست نداریم. ولی با یه ذره فکر کردن میشه فهمید توافقی که بوی عقب نشینی بده چه نتایجی خواهد داشت. امیدوارم که من اشتباه فهمیده باشم.
این قسمت پایینی قیف دکانتوره. دو تا جامد بنزوئیک اسید و بتانفتول رو توی دی کلرو متان که یک حلاله حل کردن، الان قراره این دو تا جامد حل شده رو از هم جدا کنیم. اگه دقت کنید دو تا لایه محلول میبینید. لایهی رویی محلول سدیم بی کربنات [جوش شیرین خودمون] هست و لایه پایینی دی کلرومتانی که بنزوئیک اسید و بتانفتول توش حل شدن. با چند تا حرکت دیگه میشه این ماده های حل شده رو از هم جدا کرد. تکونشون میدن، از هم جداشون میکنن، اسید میزنن، زیر هود میزارن تا حلال های فرار تبخیر بشن و یک سری بلا سرشون میارن تا خالص بشن.
شبیه وضعیت ما انسانهاست. اتفاقات زیادی میوفته تا خالص بشیم. کم نیاریم. از بنزوئیک اسید و بتانفتول که کمتر نیستیم.