مطمئنم اگه حضوری بودیم، عاشق کلاس انس با صحیفه سجادیه میشدم. تحت فشار امتحان مجبور شدم سرسری بخونم و تمرکز کافی برای عمیق شدن نداشتم. ولی فقط چند بار مچ خودم رو وسط بغض کردن به خاطر تحت تأثیر قرار گرفتن در مورد مطلبی که خوندم گرفتم. چقدر بوسیدنی. چقدر لطیف. چقدر عمیق. چقدر پر از حس دوست داشته شدن. چقدر شگفت انگیز.
هدایت شده از Ultraviolence
چقدر دلم میخواست آسمانی شفاف و تمیز بالای سرم و زمینی سبز و با طراوت زیر پام بود تا در سکوت و همنوازی جیرجیرک و صدای شب روی علف ها دراز میکشیدم و تا وقتی خوابم ببره در دنیای ستارگان غرق میشدم. چقدر دلم برای ستاره ها تنگ شده.
از اون شبها که پر از حرفی، ولی فقط سکوت میتونه ظرف مناسبی برای تمام اون حرفها باشه.