هدایت شده از Lena's office~
گاهی کلمه dark به اشتباه تاریک ترجمه میشه.
این کلمه در بافت های معنایی مختلف معادل های فارسی مناسب تری داره، مثلا:
Dark humor = طنز تلخ
Dark psychology = روانشناسی سیاه
Dark intelligence = هوش سیاه
هدایت شده از Lena's office~
بعضی اصطلاحات تو مفهوم تحت الفظی معنی خاصی نمیدن ولی مفهوم متناسب با بافت متن رو دارن
You got any real pull there?
این اصطلاح یعنی اونجا نفوذ خاصی داری؟
حرفت برو بیا داره؟
با قلقلک حرکت پاهای یه سوسک روی دستم از خواب پریدم. برای سومین بار تو این تابستون. و با در دسترس ترین وسیله ممکن (جامدادی فلک زدهام) زدم توی سرش.
تا قبل از این اتفاقات، هیچ تصوری از یهویی بیدار شدن نداشتم. اما الان میدونم اول یکم چشمات باز میشه و قبل اینکه اصلا آگاهانه چیزی رو بفهمی، بدنت عمل میکنه و میبینه یه موجود سیاه با شاخک کنار دستته و داره میاد سمتت. و از جا میپره. کاملا خودکار. خیلی عجیبه که قبل اینکه حتی به چیزی فکر کنی، بدن زنگ هشدار میزنه و خودش تصمیم میگیره چیکار کنه.
بله یجوری بیدار شدم که الان خوابم نمیبره دیگه. البته خوبه ولی اه. بدنم یهو از ۵ درصد رفت روی ۱۰۰۰ درصد. مغزم تازه داره آروم میگیره.
لهنت بهت هوش مصنوعی. برداشته اسم اون چت رو گذاشته احساس بعد از سوسک. مگه اسم رمانه؟ این چیه آخه