قاضی: آقای بری زنبوری شما نماینده تمام زنبورهای جهانید؟
بری: *صاف کردن گلو*
بری: بیز بیز بیززز بیز بیززز بیز بیز بیز
بری: هاهاهاها شوخی کردم
از خط زندگیم خارج شدم. یک ماهه تقریباً آگاهیم از کارهایی که دارم میکنم و ذهنم، در حد آگاهی یه فرد نیمه هوشیاره که خودش با آجر زده تو سر خودش. میدونم باید چیکار کنم ولی لازم دارم یکی دعوام کنه یا یه چیزی بهم بگه انقدر سنگین باشه که انگار زده تو گوشم تا چشمامو باز کنم.
چهارخونه
تکلیف این آشوب رو باید همین امروز مشخص کنم.
یه سری چیزها رو نگه داشتم که در موردشون حرف بزنم، بعد کلا یادم رفته. الان یه کوه عکس اونجاست که من یادمه میخواستم یه چیزی در موردشون بگم.
https://eitaa.com/september_9281/991
حرفها قابل توجه بود. و به نظرم حتی گزارش اون مراقب رو حتما باید به مسؤلین مربوطه بدی. دلیلی نداره اجازه داشته باشه سال بعد مراقب جلسه کنکور باشه. 🤝 شوکه شدم از اینکه وسط جلسه به خودش اجازه داده اینطور رفتار کنه. حرف هاش هم که به کنار.. ارزنی نمی ارزه.
ولی.. «هیچوقت هرچقدرم تلاش کنیم بازم نمیتونیم» با این گزاره موافق نیستم.
کار و شرایط رو سخت میکنه. اما غیرممکن نه. ما مردم ایران آدم موقعیت های سختیم. از پسش برمیاییم.
و اولین قدمش هم جلوگیری از مراقب شدن این شخص سر جلسه کنکوره که تمرکز و آرامش امتحان دهنده ها رو بهم ریخته.
چهارخونه
تکلیف این آشوب رو باید همین امروز مشخص کنم.
هی از این پوشه میرم به اون پوشه. تمرکز ندارم. چخبره این همه عکس و ویدئو.