هدایت شده از بدون فصل آخر —
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.
نمیدونم سخنان کدوم امامه. ولی یادمه یه مناسبتی بود که چند تاشون رو اونجا سیو کردم.
هدایت شده از بدون فصل آخر —
وضعیت بدیه. امسال اولین سالیه که تو این دوازده سال نماینده شدم و دارم یه چیزایی به چشم میبینم که اعصاب نداشته و داشتمو خورد میکنه.
چهارخونه
ولی خب مثلا یادمه یه عید خیلی خوب خوندم. یعنی بیشترین ساعت مطالعه رو داشتم و احساس میکردم پیشرفت میب
وای و آهان. 🙏🏻 سال کنکور اگه واقعا میخوای درس بخونی خیلی خودت رو درگیر مسؤلیت های مدرسه ای نکن اگه شخصیتت خیلی متناسب باهاش نیست. یه اشتباهی کردم و اون سال نماینده کلاس شدم و برای هفت پشتم بس بود دراماهایی که پیش اومد.
هدایت شده از بدون فصل آخر —
یکی از گلدونهای بالای میزم، کتابا ریخت روش و یهو آب میزم رو با خودش برد 🤦🏻♀. فقط اون وسط تونستم لپ تاپ رو نجات بدم..
هدایت شده از بدون فصل آخر —
نیم ساعت طول کشید تا بساط خیس و خیسکاری رو جمع کنم 🤦🏻♀
هدایت شده از بدون فصل آخر —
یه جا یه متن قشنگی خوندم که میگفت، تو وقتی تظاهر کنی که همرنگ بقیه باشی بلاخره یه تعدادی هم پیدا میشن که بهت ایراد بگیرن. ولی تو از درون خودت هم زجر میکشی چون به چیزی که نیستی اصرار داری. اما وقتی خودت باشی حتی اگر یه مدت تنها هم بمونی، بلاخره کسایی که هم عقیدهات باشن رو پیدا میکنی حتی اگر همرنگ خیلیها نباشی. ولی این بار از درون هم رضایت داری! پس بهتره خودت باشی تا اینکه اجبارا وجودت رو مثل بقیه رنگ بزنی.
هدایت شده از Gin
امروز فهمیدم که از بلندی میترسم.✔️
قشنگ یک دور از دنیا رفتم و برگشتم تا از پل عابر پیاده رد بشیم. واقعا فکر نمیکردم انقدر استرسزا باشه.. همیشه تو تصوراتم از در و درخت آویزونم، حتی هنوزم دلم یه خونهی درختی میخواد. اما عجیبه که از ارتفاع میترسم. یعنی واقعا این حس، ترسه؟ شاید بخاطر سرگیجه و عادت به بلندی نداشتنمه؟ هرچیه نمیپسندمش و میخوام رفعش کنم. -رفتن و سرچ کردن این که چگونه به ترس از بلندی خودت عادت کنیم-
چهارخونه
امروز فهمیدم که از بلندی میترسم.✔️ قشنگ یک دور از دنیا رفتم و برگشتم تا از پل عابر پیاده رد بشیم. و
«هنوزم دلم یه خونهی درختی میخواد.»