چهارخونه
اولین کتابی هم که خودم دیدم یهو همه گیر شدن، فابل بود. اونم نخوندم ولی خب یه چیزایی تو این کتاب ها خ
البته این حرف دقیقی نیست. ژانرها خیلی گسترده هستن.
من خوندن رمان رو اصلا رد نمیکنم. ما آثار کلاسیک واقعا قوی و زیبایی داریم. ولی رمان هایی که من اخیراً دیدم خیلی دارن دست به دست میشن.. خیلی فرق کردن. و اکثراً هم چیزهای ناجور از انواع مختلف توشون زیاده.
برای همین میگن کتاب خوندن و کلا هر هنر و سرگرمی رو دنبال کردن بدون داشتن تفکر نقادانه آسیبزاست.
میدونید بزرگ ترین مشکلی که این کتاب از نظر دیدگاهش به دنیا داره چیه؟ چیزی که باعث میشه به پوچ بودن نگاهشون بیشتر و بیشتر پی ببرم؟
« تو خیلی خوشگلی. خیلی خیلی خوشگل. »
« اما زیبایی تو محو میشه. این پوست نرم، چروکیده و پر از لک میشه. به نازکی تار عنکبوت میشه. بدنت شل و آویزون میشه. موهات بیجون و نازک میشن. دندونهات به زردی میزنن. و هرچیزی که داری و هرچیزی که هستی به نیستی بدل میشه. تو هیچ میشی. تو هیچ هستی. »
« تو از هیچ اومدی و به هیچ برمیگردی. »
چهارخونه
میدونید بزرگ ترین مشکلی که این کتاب از نظر دیدگاهش به دنیا داره چیه؟ چیزی که باعث میشه به پوچ بودن ن
درواقع دیدگاهش به انسان پوچه.
چون به دنیای بعد مرگ اعتقادی ندارن. همه چیز رو منحصر به این دنیا میبینن. چون فکر میکنن بعد مرگ نیستیه.