eitaa logo
چهارخونه
70 دنبال‌کننده
786 عکس
132 ویدیو
14 فایل
‌ ‌حاشیه سفید کاغذ؛ جایی که وقتی داریم فکر می‌کنیم توش چیزی می‌نویسیم یا طرحی می‌کشیم. ‌ حاشیه سفید دنیا؟ ‌ چشم گردان کنج صحنه‌های زندگی. ‌‌ روزمره، هفته‌مره. ‌‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u2effz&btn=چهارخونه
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌دونم به چی فکر میکرده. امیدوارم بهش آسیب نزده باشه.
می‌دونم فردا باز یه متن طولانی از این یادم میاد که از رفتار شخصیت اصلی غر بزنم. و بیشتر از اینکه ببینم اصلا توی داستان شخصیتش میخوند یا نه دارم فکر میکنم اثر رفتارش روی مخاطب چجوریه. و هی به این نتیجه میرسم که نه داداش. به درد نمیخوره.
یه بار یه جا خوندم یکی پرسیده بود از این کتاب چی یاد گرفتید؟ یکی گفته بود یاد گرفتم به هیچکس اعتماد نکنم. حال من: 🫩
ممنونم. لطف کردید. متشکرم.
ولی ظاهر کتاب هم خوشگل بود. طراحی هاش پیچیده نبود اما به قدری به داستان مربوط بود که خوشم میومد از ارتباطشون.
خلاصه که. نمره کلی که به کتاب میدم: ۱ از ۵.
یه حرفی هست که میگه، «هرچی چشم ببینه، دل میخواد» هرچی چشم از بعضی چیزها بیشتر ببینه، حتی اگه بگی نه من آگاهم، بازم ممکنه دل بخوادشون. مراقب باشیم چی به خورد چشم هامون می‌دیم.
چهارخونه
درون مایه و محتوا ؛ خیلی خیلی زور بزنم ۱.۵ از ۱۰ بهش بدم.
آهان ببخشید اینو یادم رفت. وضعیت اونجایی فاجعه بود که سانسور داشت ولی تا دم تخت خواب رو تو می‌خوندی بعد سانسور میشد. بعد دیدن کتاب های همجنسگرایی و bdsmـی که نشرهای خصوصی چاپ کردن، نشرهای دیگه هم روشون باز شده؟ هرچند اگه میخواستن درست حسابی سانسورش کنن، اندازه یک جلد از کتاب حذف میشد. 🫩
نمی‌دونم ولی مغزم تو جاش تکون میخوره.
و!! کتاب چند تا کاپل همجنسگرا داشت.‌ 🫩 خسته ام از توضیح دیگه. به نظرم گفتنی ها رو میدونیم که چرا درست نیست همچین چیزایی.
یکم فکر میکنم شاید توقع قبلی من باعث شده که انقدر کتاب اذیتم کنه. چون با توقعم یکی نبوده. اما هرچی فکر میکنم میبینم درست نیست. این ماجراها درست نیست.
می‌دونم باید اسم مجموعه رو بزارم. اما هرچی بیشتر فکر میکنم عصبی تر میشم. نمیخوام کسی از سر کنجکاوی بره سراغش. ولی نمی‌دونم اگه نگم و کسی اتفاقی بره سراغش چی؟