در طول تاریخ جهان، یا حتی در داستانهایی که نوشته شده، گاهی در مورد تعدادی از مردم میخوندیم که در یک صحنههایی بلند شدند، ایستادند، صداشون رو بلند کردند و گردونهی تاریخ و حوادث رو به نفع خودشون چرخوندند. وجود تک تک اون افراد در اون جمع اثر خودش رو داشته.
یادمون بمونه که ما هم اثرگذاری که خدا بهمون داده رو در صحنههای تاریخی مناسب استفاده کنیم. مثل فردا. مثل روزی که ۴۷ ساله نمادی از نه گفتن به غیرخداست، نمادی از اینکه ما هیچ حکومتی به جز حکومت خدا رو نمیپذیریم!
این روز فقط تکرار مکررات نیست. هر سالش مبارزهست. مبارزه با گرگ صفتهایی که برای این وطن دندون تیز کردن. مبارزه با همهی روایتهای غلط در مورد حقیقتِ این مسیره.
ما میآییم. ما فردا میآییم. وسط میدان مبارزه خواهیم بود. چون جنگ الان فقط بین تفنگ و موشک و ناو و هواپیما دارها نیست. میدان مبارزه به سمت ارادهها و خواستههای آدمها کشیده شده و باید نشون بدیم چی میخواهیم!
میدونید چرا الله اکبر رو فریاد میزنیم؟
الله اکبر به این معنی نیست خدا از همه چیز بزرگتره. چون اصلا چیزی وجود نداره که قابل مقایسه با قدرت خدا باشه، که بعد بیاییم بگیم در یک مقایسه بین همه چیز و خدا، خدا بزرگتره. بزرگی خدا به این شکله که حتی قابل توصیف کردن نیست. یعنی خدا اونقدر بزرگ و برتره که حتی به وصف نمیاد. یعنی هیچ نقصی نداره، همهی کمالات و خوبیها رو داره ولی در اون ها خلاصه نمیشه. چون تمام اون خوبیهایی که میشناسیم یک جا تموم میشن و محدودن. ولی خدا نامحدوده!
ما شب قبل از روز ۲۲ بهمن، این عبارت با این معنا رو فریاد میزنیم که بگیم تکیهی ما به این عظمته! ما با پشتوانهی این عبارت و صاحب این عبارته که ۲۲ بهمن میآییم. اول اعتقادمون رو فریاد میزنیم، و از فرداش با عمل نشونش میدیم. و هر سال این عهد رو تکرار میکنیم.
با هر الله اکبر صدام میلرزید. میدیدم. هزاران هزار آدم برای این الله اکبر از همه چیزشون گذشتند. در گذر زمان، از اول خلقت تا همین حالا. صدای اونها هم در عمق صداهای ما بود. همهی ما با هم بودیم.
از میدان جهاد تا میدان آستانه، جمعیت پر شد. در کمترین حالت دو کیلومتر طول این مسیره. و تازه این فقط یکی از مسیرهای امروز، در یکی از شهرهای ایران بود. دیگه فقط یه حساب سرانگشتی میخواد. پلاکاردهای اعتراض هم دستمون بود که آقای دولت فکر نکنی برای شما اومدیم، این جمعیت برای ایران اومده. اعتراضهای ما سر جاشون هست.