قبول دارم که ما و جامعهمون دچار نقص و مشکلاتی هستیم. به بخشیشون هم عمیقاً و با درک شخصی اعتراض دارم. بخش دیگه رو هم وقتی دیگران ازش حرف میزنن و من تجربهاش نکردم و یا ندیدمش، سعی میکنم که درک کنم و بفهم که از چه چیزی صحبت میکنن. ولی..
۱. عبارتها بار معنایی دارن. این دیگه اینقدر بدیهی هست که من از شما خجالت میکشم تکرارش کنم و شما از خوندن دوبارهاش ته دلتون بگید که بازم حرفهای تکراری. هر سری که کنایه وار تکرار کنیم اینجا ایرانه اثرش توی ناخودآگاه هرکسی که اون متن رو میخونه و بیشتر از همه نویسندهاش قوی تر میشه.
۲. بچهها.. اینجا خونهی ماست. هر مشکلی هم داشته باشه ماها باید به فکر حل کردنش باشیم. البته که سخت ممکنه بشه. هی خودمون و دیگران رو سرزنش کردن واقعا چه کاری رو حل میکنه؟
جایی که باید حرفی زده بشه، حرف بزنیم. نقاط ضعف رو بگیم و برای حل کردنشون فکر کنیم و کاری انجام بدیم. ولی وقتی این عبارت "اینجا ایرانه" جوری تکرار میکنیم که امید رو توی دلمون کم میکنه، آدم توی مسیر جلو رفتن سست میشه.
فکر نکنیم بچهایم دستمون به جایی بند نیست، کسی ما رو جدی نمیگیره، بزرگ بشیم هم مگه نخودی و دشمن میزارن کاری انجام بدیم؟ با این تفکر اگه بود مردم شاه رو نمیتونستن فراری بدن.
ما باید به فکر هر کار درستی که میتونیم انجام بدیم باشیم، نه اینکه بشینیم عقب و گردش روزگار رو ببینیم.
اینجا ایرانه. جایی که بعد این همه تحریم، اونهایی که تسلیم نا امیدی نشدن با برنامه ریزی و کار انجام دادن به موفقیتهایی دست پیدا کردن که همه رو شوکه کرده.
بله نقصهایی وجود داره، مشکلاتی وجود داره، تحریم وجود داره، آدم فاسد وجود داره، اختلاسگر وجود داره، نفوذی وجود داره، دشمن وجود داره، هم وطنی که از عقلش استفاده نمیکنه وجود داره، کم کاری وجود داره، خیلی چیزهای اینجوری وجود داره. اما اینا که مسیر حرکت رو نیست و نابود نکردن! فقط مانع تراشی کردن. مانع رو چیکار میکنن؟ آفرین میزنن کنار.