بعضیها کلکسیون جمع میکنن. از چیزهای مختلف. کتاب، سنگ، صدف، کلاه، تمبر و ... . رضا خان کلکسیون زمین جمع میکرده. یه زمین خوار واقعی.
کتاب «خود خدا» رو دارم میخونم. روایتهای مستند تاریخی از کتابهای لاتین معتبر در مورد رضا خان. تازه به یک ششم کتاب رسیدم و این حجم از طمع و خودخواهی رو نمیفهمم ریشه توی چه عقدهی روحی روانی داشته؟
طرف نوشته با اشتهای سیری ناپذیر رضا خان به زمین اگه یه روزی برسه که بیدرنگ کل زمین های ایران رو به اسم خودش نکنه باید تعجب کنیم. اونوقت مردم چی؟ هیچی. لابد اونوقت باید برای زندگی تو سرزمین مادریشون پول هم میدادن! رو زمینهای عالیجناب دارن زندگی میکنند بلاخره!
دیگه بماند که بعضی از اون زمینها رو به زور میخریده. اون هم نه با قیمت مناسب! هرچی عشقش میکشیده! اگه خیلی لطف میخواست بکنه چیزی بیشتر از یک دهم قیمت حقیقی رو پرداخت میکرده.. بلاخره شاه باید محبت خودش رو به مردم نشون میداده دیگه. همینکه تو جرئت کردی زمینت که ازش امرار معاش میکنی رو کاملا رایگان به شاه هدیه ندی جای تعجب داره!
سلام بچهها ♥️
من حسنا هستم دوست ادمین چهارخونه
از ایشون اجازه گرفتم که یک موضوعی رو باهاتون به اشتراک بذارم و نظرتونو بپرسم
پس خوشحال میشم درباره چیزهایی که میگم نظراتتون رو به ناشناس بفرستید
کل زندگی روزمره ای که میگذرونیم شامل محتواست. از افکار واحساساتی که داریم تا تعاملات خانوادگی و اجتماعی که برای همه مون وجود داره تا بسته به شغل و مدرسه و دانشگاه و کوچه خیابون با ماجرا ها و اتفاقات مختلف رو به رو هستیم.
تا حالا فکر کردین جایگاه "سوال پرسیدن" تو زندگی مون چیه؟
وقتی محتوا وجود داره پس قابلیت سوال کردن از اون هم وجود داره
احتمالا سوالای ما ادم ها با "از کجا امده ام و امدنم بهر چه بود😂" شروع میشه تا امروز ناهار چی بپزم و چی بپوشم تا چه رشته تحصیلی و شغلی انتخاب کنم ادامه پیدا میکنه
فکر میکنم در ادامه تفاوت هایی که بین انسان و حیوان میگن مثل اینکه انسان حیوان ناطقه یا انسان موجود زباله سازه! یا دارای اراده است و...
توانایی سوال پرسیدن هم یکی از تفاوت های ما با بقیه موجودات* این دنیاست.
*موجودات حال حاضر درصورتی که تو سیارات دیگه حیات پیچیده تر دیگه ای نباشه😔😂
یکی از ضعف های آموزش و پرورش همینه
که دانش آموز قبل مطرحشدن سوال، به جوابش میرسه..
قبل اینکه دغدغه ای داشته باشه، یا با ی موضوعی سر و کله بزنه جواب آماده تحویلش داده میشه
و دقیقا بخاطر همینه که ما میرسیم به دبیرستان و میگیم خب که چه؟ درس خوندیم که چی بشه؟
سوال رو وقتی میپرسیم که زمانش گذشته
چهارخونه
سوال چطوری شکل میگیره؟
جایی که اطلاعات قبلی ما با مواجه با ی موقعیت دچار عدم تعادل میشن، سوال شکل میگیره
دیدین وقتی ی سوالی ذهنتونو مشغول کرده آشفته و بهم ریخته میشین؟ این همون حالت عدم تعادله
یعنی اطلاعاتی که قبلا داشتین باعث نشده در موقعیت تازه به راحتی به جواب برسین
چیزهایی که گفتم همه مقدمه ای بود برای این سوال:
اطراف تونو نگاه کنین؛ چه سوال هایی به ذهنتون میرسه؟
سوالا قرار نیست چیزهای پیچیده ای باشن
چرا خواهر/برادر کوچیک ترم دست ماکارونی ای شو زد به دیوار؟ 😂
چرا بجای گشتن تو سوشال مدیا ی کتاب دستم نمیگیرم؟
چطور برای سحر بیدار بشم و خواب نمونم؟
چرا چند نفر امروز زدن تو صف نونوایی درحالی که ما منظم صف گرفته بودیم و نوبت رو رعایت میکردیم؟
و میلیون ها سوال دیگه
سوالا میتونن روزمره باشن
میتونن مربوط به مسائل اجتماعی و فرهنگی باشن و یا خیلی ژانر های دیگه