هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_یک_رمان😂🌿
+ چرا عوق میزنی؟ از من حالت بدت میاد؟
هقی زدم و گفتم:
- توروخدا برو عقب فاصله بگیر!!
پریشون دستی میون موهاش کشید:
+ تو مگه حامـ..ل.های که اینطوری عوق میزنی خانومم؟ چت شده یهو؟
سرم رو بالا بردم و گفتم:
- آ.. آره من.. من حامـ..ل.هام!!
سرش رو با شتاب بلند کرد که یهو ..😳🚱🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- داداش زنت گناه داره با بچه تو شـ.کـ..مش داره پله ها رو تمیز میکنه! بخاطر ما بذار بیاد بشینه.
عصبی بی رحم غرید:
- لیاقتش همینه کاری به کارش نداشته باشید لازم نیست دلسوزی کنین!
سرم گیج رفت اخرین چیزی که فهمیدم صدای پشیمون مسیح بود..🫢🚳🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
_همسرم انقدر با اعصاب نداشتم بازی نکن.
د ناخن های پات چیه رفتی رنگین کمون کردی.
ناراحت اخم کردم:
_نمیدونستم کدوم لاک بزنم به ناخن کار گفتم هر ناخن یک رنگ...
قیافه اش هر لحظه در حال انفجار بود که با لحن لوسی گفتم:
_خدایی نگاه کن مثل آبنبات گوگولی و بامزه اس.
با حرف یک دفعه پاچه ام گرفت و...🥺💕💅🏻
𝐣𝐎𝐢𝐧 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یک دختر قرتی زن یک بازاری اسم و رسم دار شده. حاج باربد شریفی کسی که یک بزار به اسمش قسم می خورن. و خب شایلین خانوم این چیزا حالیش نمیشه...
عین آب رود آبی حاجی به باد میده تا جایی که حاجی یک روز صبرش لبریز میشه و.. 😅🚱❗️
𝐣𝐎𝐢𝐧'៹ https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 الی 13 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸