گر دورم ازتو ، نقشِ تو اَم درنظر بس است
دل پیشِتوست ؛ دولتِ مَن اینقدَر بَس است !
گرچه من با نازِ چشمان تو ویران میشوم
نـاز کن، عیبی ندارد، نازنین تر می شوی !
مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرکشی هم فشاندی
گذشت از من ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی:)