زندگی با ما نگاهی سرد دارد خوب من،
فصل پاییز و خزان زرد دارد خوب من،
زندگی درگیر در پستی بلندیهای خود...
رد شدن از کوچه ی نامرد دارد خوب من!
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی؛ بیش میازار مرا . . 🤍 ›
‹ پناهگاه شعر ›
باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم...
کاش میشد بچگی رازنده کرد
کودکی شد کودکانه گریه کرد...
شعر قهر قهر تا قیامت را سرود
آن قیامت که دمی بیشتر نبود...
فاصله با کودکی هایمان چه کرد ؟
کاش میشد بچگانه خنده کرد...