‹ پناهگاه شعر ›
«دیگر سراغت را از نارنج رها شده
در پیالهی آب،نخواهم گرفت!🍊❤️🩹»
کاش در دنیای ما دیگر کسی تنها نبود
بی وفایی رسمِ آدمهای این دنیا نبود
زندگی معنای تنها غصه خوردن را نداشت
مهربانی بود و دنیا پوچ و بی معنا نبود
‹ پناهگاه شعر ›
شبیه ماه و دریاییم، تو را در سینهام دارم . .
تو از آغوش من دوری، ولی من دوستت دارم :)
بین رفتن یا نرفتن مانده ای آرامِ جان؟
من ترحم را نمی خواهم ، خداحافظ عزیز !
‹ چه شد در من نمی دانم . .
فقط دیدم پریشانم ؛
فقط یک لحظه فهمیدم ،
که خیلی دوستت دارم !🌚🧡`›