‹ پناهگاه شعر ›
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم . .
خواستی دل نبری تا به تو عادت نکنم🌚🤍
’ زِ بس خندیدم و پنهان نمودم راز خود را
کسی باور ندارد در دلم دریای درد است💔‘
‹ پناهگاه شعر ›
لبخند بزن دلبر ، لبخند تو شیرین است ؛
دارو به چهکار آید؟لبخند تو تسکین است:)💘
خستگی ، گاهی به یک لبخند از تن در شود
خستگیهایت برای من ، به شرط ِخندهات💗
‹ پناهگاه شعر ›
آخر چه کند با دل من علم پزشکی . . . ؟
وقتی که به دیدار تو بسته ست ضربانم🤍›