شعر خواندم که تو را ازسر خود اندازم ؛
تو خودت شعر شدی در سر من افتادی ..
گیرم اصلا به نبودت دلِ من عادت کرد ! ،
تو بگو آخرِ شب ، خاطرهها را چه کنم؟! . .
- جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را..