‹ پناهگاه شعر ›
قدرت عشق بنازم کـه به یک تیر نگاه . .
جانِ شیرین بسپارند دو بیگانه به هم🤍›
تقدیر من این بود که در بند تو باشم
دیوانهی دیوانهی لبخند تو باشم :)
‹ پناهگاه شعر ›
- چای را با قند شیرین میکنند اهل زمین
من دلم شیرین شود تنها به یک لبخند تو..(:
- جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را..