صُبح و غَزل و نم نمِ باران و من و نغمهٔ پاییز
اینها هَمگی شورِ تمنّای وصال اند کجایی . .
‹ پناهگاه شعر ›
چرایش را نمی دانم ، دلیلش را نمی فهمم
ولی دیوانه ، باور کن تو را بدجور می خواهم.
خم به ابرو میبری جانم به قربانت رَود . . .
ناز مکن جانِ دلم دل را به یغما میبری💘›