- گاه ما هم چون نهنگ خستهای جا میزنیم
او به خشکی میزند، ما دل به دریا میزنیم ..
دلا غمگین مشو هرگز از این بالا و پایینها،
طلا از اعتبار اُفتد ولیکن از عیار هرگز!
‹ پناهگاه شعر ›
مثل رودی که به دریا راه پیدا میکند،
غم، به هرنحوی خودش را در دلم جا میکند..
- عاشقی دل میدهد، معشوقهای دل میبرد ؛
بُرد در بُرد است و من مشغول حسرت بردنم..
گفته بودم بی تو میمیرد دلم اما نمرد ،
زنده ماند آری ولی دیگر برایم دل نشد .