‹ پناهگاه شعر ›
من از آن روز که محو تو شدم فهمیدم
ماه اگر یار شود ، محو شدن هم زیباست :)
چشم هایت مثنوی میریزد ازپلکت غزل ؛
بینِعاشق ها نگاه از حرف پُرمعناتر است🌜
‹ پناهگاه شعر ›
هرچند میرود،بروم چای دم کنم . .
شاید کمی نشست،خدا را چه دیدهای🌚
شب به تنهایی خودش ، مأمور بر آزارِ ماست؛
وای از آن ساعت که با غم هم تبانی میکند (: