کربلا قسمت نشد عیبی ندارد لااقل
ای خدا از ما نگیری کربلای روضه را
نام تو آمد میان، پس میشود احساس کرد
بوی سیب سرخ جاری درفضای روضه را
مادرت با هر”حسین” ما به سینه میزند
می نشیند ابتدا تا انتهای روضه را
ازبلا و ازمریضی جسم وجانش بیمه است
مطمئنأ هرکسی خورده غذای روضه را
مزه اش زیر زبانش هست تا پایان عمر
نوش جان کرده کسیکه قندوچای روضه را
مرا میبینی و هر دَم زیادَت میکنی دَردَم
تو را میبینم و میلم زیادَت میشود هر دَم