او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرتمان بود..... نوشتند حسودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم
یک روز میاید و بماند که چه دیر است
روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم