ای خوش آن وقتی که دلبر مهربانی میکند
با منِ رنجور و غمگین خوشزبانی میکند
او به خوابیخوش فرومیغلطد وچشمان من
از کیان چشم مستش پاسِبانی میکند
تا طلوع دیگرِ خورشید چشمانش به ناز
دل کماکان در حریمش دیده بانی میکند
رود اگرعاشق شود تکلیف دریا روشنَست
بِسترش را مملو از عشقی نهانی میکند
غصه چون زالو نشسته بر گلوی زندگی
بینوا آدم که از او میزِبانی میکند
شب به تنهایی خودش مأمورِ بر آزار ماست
وای از ساعت که با غم هم تبانی میکند
لحظه دلدادگی با او شود معنا به عشق
ای خوش آن وقتی که دلبر مهربانی میکند
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتند بهاران برسد، مال منی . .