-ما همه در اسارت خاک بودیم. اما از خاک نبود که گریختیم، از آنها گریختیم که حرمت زمین را با گام های آلوده میشکستند.
شالت تمام شد، بافتم.
نمی دانم چند گره دارد، اما هر بار که باد بوَزد
چندین هزار بوسه دور گردنت خواهد پیچید.